<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mysky20.loxblog.com</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>چرایی نامگذاری مذهب شیعه به مذهب جعفری ازمسائل اساسی ومهم در شیعه شناسی است.</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/چرایی-نامگذاری-مذهب-شیعه-به-مذهب-جعفری-ازمسائل-اساسی-ومهم-در-شیعه-شناسی-است-1</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/چرایی-نامگذاری-مذهب-شیعه-به-مذهب-جعفری-ازمسائل-اساسی-ومهم-در-شیعه-شناسی-است-1</guid>

<description><![CDATA[
بررسی سخنان پیامبرخدا وامام صادق علیه السلام وتحلیل تاریخ امامت وویژگی های فردی آن حضرت وتاریخ سیاسی معاصرامام ،منابع این تحقیق برای دستیابی به پاسخ این چرایی است.
نقش امام جعفرصادق علیه السلام،درتاریخ تشیع،دراظهارحقانیت مذهب شیعه ودفاع ازکیان تشیع وتدوین فقه شیعه وتثبیت وپایداری وتوسعه مذهب شیعه

،بیش ازسایرامامان ععلیهم السلام بوده است .
همین نقش برجسته وبی نظیرامام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وگسترش مذهب شیعه ،عامل شهرت &laquo;مذهب شیعه&raquo;به&laquo;مذهب جعفری &raquo;است.مذهب شیعه ،جریان اصلی اسلام است ومنشا تشیع وحی الهی وحدیث حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. موسس وبنیانگذار مذهب شیعه ومذهب جعفری ،پیامبراعظم آخرین پیامبرخدا شخص محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم است .بنابراین مذهب شیعه

بررسی سخنان پیامبرخدا وامام صادق علیه السلام وتحلیل تاریخ امامت وویژگی های فردی آن حضرت وتاریخ سیاسی معاصرامام ،منابع این تحقیق برای دستیابی به پاسخ این چرایی است.
نقش امام جعفرصادق علیه السلام،درتاریخ تشیع،دراظهارحقانیت مذهب شیعه ودفاع ازکیان تشیع وتدوین فقه شیعه وتثبیت وپایداری وتوسعه مذهب شیعه،بیش ازسایرامامان ععلیهم السلام بوده است .
همین نقش برجسته وبی نظیرامام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وگسترش مذهب شیعه ،عامل شهرت &laquo;مذهب شیعه&raquo;به&laquo;مذهب جعفری &raquo;است.مذهب شیعه ،جریان اصلی اسلام است ومنشا تشیع وحی الهی وحدیث حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. موسس وبنیانگذار مذهب شیعه ومذهب جعفری ،پیامبراعظم آخرین پیامبرخدا شخص محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم است .بنابراین مذهب شیعه درعصررسالت درسرزمین وحی درمکه ومدینه درصدراسلام در23 سال حیات پیامبر ازبعثت تارحلت ایجادشده است .نقش فراوان وچندبعدی امام جعفرصادق علیه اسلام درتاریخ تشیع ،سبب &laquo;توهم&raquo;تاسیس مذهب شیعه جعفری توسط امام جعفرصادق علیه السلام گردیده وفرضیه غلط وانحرافی &nbsp;نامگذاری مذهب شیعه درزمان امام جعفرصادق علیه السلام رادرفهرست فرضیه های نادرست درپیرامون منشاتشیع قرارداده است. انتساب تاسیس مذهب به امام جعفرصادق علیه السلام اشتباه بزرگی است که زیان های فراوانی رادرپی دارد وتوهین به امام ومذهب است.پیامبرگرامی اسلام رئیس اصلی ونخستین رئیس مذهب شیعه اند وهریک ازامامان نیزدرعصرخویش ازرئساء مذهب شیعه بوده اند. دراین میان،سپاس وستایش ازنقش تاریخی وسرنوشت ساز امام جعفرصادق علیه اسلام دراحیاء ،تقویت وتثبیت وگسترش مذهب شیعه ،علت &laquo;جعفری&raquo;نامیدن &laquo;مذهب شیعه&raquo;می باشد.ازاین رو مذهب شیعه محمدی وعلوی به نام مقدس امام ششم شیعیان که جعفراست به مذهب جعفری نامگذاری شده است. مذهب جعفری همان مذهب شیعه محمدی است که رسول خدا به فرمان خدابنیانگذاری نموده ودرحجازوسرزمین وحی درروزگارپیامبراسلام ایجادشده است .
&nbsp;دلایل وعوامل جعفری نامیدن مذهب شیعه 
&nbsp;جلوه ها ومظاهرنقش اساسی امام جعفرصادق علیه السلام درتاریخ تشیع وشرایط سیاسی واجتماعی عصرامام،دلایل نامگذاری مذهب شیعه محمدی به شیعه جعفری است. بازشناسی وواکاوی تاریخ زندگانی امام جعفرصادق علیه السلام وبررسی احادیث امام صادق علیه السلام درارتباط با شیعه وآگاهی ازویژگی های &nbsp;امام وابعاد اجتماعی عصرامامت آن حضرت،وجایگاه عظیم ومنزلت الهی&nbsp; امام، فلسفه این نام راآشکارمی نماید.
&nbsp;مطالب وعوامل یازده گانه ای که درهمین راستا ذکرمی گرددمی تواند راهنمای پژوهشگران تاریخ تشیع درشناخت بیشترمذهب شیعه باشد.
&nbsp;عمرطولانی 
&nbsp;عمرامام جعفرصادق علیه السلام درمیان چهارده معصوم به استثنای امام غایب حضرت مهدی علیه السلام،بیش ازدیگران بوده است. درتاریخ ولادت امام صادق علیه السلام دوقول وجود دارد.نصربن علی هضمّی[1] ثقه الاسلام کلینی رازی [2] وامین الاسلام طبرسی [3]&nbsp; وابوعبدالله محمدبن مکی عاملی [4]&nbsp; وبرخی دیگر [5] ولادت آن حضرت رادرسال 83 ه ق دانسته اند. اما ابوالحسن علی بن عیسی بن ابوالفتح اربلی [6]&nbsp; وصاحب الفصول المهمه [7] ولادت امام درسال 80 ه ق راصحیح ترشمرده وتقویت نموده اند وعلامه مجلسی نیزفقط هردوقول راگزارش نموده است [8].
&nbsp;باتوجه به این که شهادت امام جعفرصادق علیه السلام درسال 148 ه ق بوده است درشهادت امام اختلافی نیست،اگرولادت امام درسال 83 ه ق باشد عمرآن حضرت 65 سال،وبنابرقول به ولادت درسال 80 ه ق نیز68 سال بوده است [9]. درهردوصورت سنّ امام جعفر صادق علیه السلام ازسایرامامان علیهم السلام بیشتراست ،زیراعمر پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم وامام علی علیه السلام 63 وامام حسین علیه السلام وامام سجاد علیه السلام 57 سال بوده است .
&nbsp;درهرحال امام جعفرصادق علیه السلام بزرگ ترین معصوم ازچهارده معصوم علیهم السلام اند وازاین رو&laquo;شیخ الائمه&raquo; نامیده شده اند.این عمرطولانی،زمینه رابرای ایفای نقش بیشتر فراهم نمود چون سنّ زیادتر برای امامان که سراسر تلاش وکوشش اند،آثاراجتماعی وفرهنگی فراوانی دارد.عموم انسان ها درتلاش وفعّالیت تفاوت دارند وامکان داردآثاریک انسان باعمرکوتاه بیش ازدیگران باعمربلند باشد ولی درارتباط باامامان علیهم السلام که همه باتمام استطاعت وتوان دراجرای ماموریت الهی تلاش کرده اند حتی یک روز بیشترنیزمی تواند عامل تاثیرگذاری افزون ترباشد وعمرامام صادق علیه السلام ،پنج سال یا حداقل دو سال بیش ازسایرامامان بوده است. این عمربیشترفرصت بیشتربرای تبیین معارف تشیع دراختیارامام جعفرصادق علیه السلام قرارداده است .
&nbsp;شرایط سیاسی اجتماعی عصرامام صادق علیه السلام 
&nbsp;درعصرامامت امام صادق علیه السلام انتقال قدرت ازبنی امیه به بنی عباس روی داد.جامعه اسلامی باتغییروتحولات سیاسی فراوانی مواجه گردید ودوران بی ثباتی سیاسی وبروزفتنه ها وآشوب ها بود.عصرسقوط امویان وفروپاشی حکومت بنی امیه وظهورعباسیان،بامناقشات سیاسی فراوان ودرگیری ها وکشمکش های درونی زیادی همراه شد.
&nbsp;این شرایط استثنایی وبی نظیر زمینه مناسبی رابرای اقدامات وتلاش های فکری فرهنگی وعلمی امام صادق علیه السلام باحداکثربهره برداری ازاین فرصت طلایی،اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله وسلم ومعارف وحقایق دین اسلام وسنّت های الهی رسول خدا رابرای شیفتگان فرهنگ اسلامی تبیین نمودن واسلام شیعی تقویت وگسترش یافت. پیش ازاین امام سجاد علیه السلام دریک متن عرفانی ونجوای الهی وبازبان دعا،همین راهکار توفیق رابه تصویرکشیده بودند.امام سجادعلیه السلام معطوف شدن انرژی وتوان دشمنان ومشرکان به یکدیگر واشتغال خاطر ورفتارآنان به یکدیگر راعامل انصراف توجه ورفتارآنان ازمسلمانان دانسته اند. درفرازی ازیک دعای صحیفه سجادیه می فرمایند:اللهم اشتغل المشرکین بالمشرکین عن تناول اطراف المسلمین وخذهم بالنقص عن تنقصهم وثبطهم بالفرقه عن الاحتشاد علیهم [10] .خداوندا مشرکان رابامشغول داشتن آنان به یکدیگر ازدست اندازی به مسلمانان بازداروباکاستن ازتعدادشان ازکاستن مسلمانان جلوگیری نما وباپراکنده ساختن وتفرقه میان دشمنان ،آنان راازاجتماع ووحدت ومحاصره شدن مسلمانان بازدار.درفرازی دیگر ازدعای خویش فرموده اند: اللهم فصل علی محمد وآله وخذ ظالمی وعدوی عن ظلمی بقوّتک واقلل حده عنی بقدرتک واجعل له شغلا فیمایلیه وعجزا اعما یناویه[11].خداوندابرمحمد وآل محمد درود فرست وستم کننده ودشمن مراباقدرت خودازستم من بازدار وباتوانایی خود برندگی اوراازمن کم کن وبرای اومشغولیت وکاری که درخور اوست قرارده تاباآن مشغول شده وازمن چشم بپوشد واورادر برابر کسی که بااودشمنی می کند ناتوان گردان ! دراین فرازدعا نیز امام سجاد علیه السلام ازخدامی خواهند که برای دشمنان اهل بیت مشغولیت هایی ایجادکند که با درگیرشدن به آن،ازفکرواراده دشمنی بااهل بیت وپیروان آنان ناتوان ومنصرف گردند.درپایان حکومت امویان وآغازحکومت عباسیان ودوران انتقال قدرت،درگیری های فراوان داخلی دشمنان باهم،آنان راازدرگیری باامام صادق علیه السلام بازداشت.
&nbsp;امویان دراواخرحکومت خویش آن قدرضعیف شده وباهم درگیربودند که نمی توانستند رویاروی امام صادق علیه السلام قراربگیرند وبنی عباس نیزباشعارهمراهی با اهل بیت آمدند ودرآغازازدرگیری صریح وآشکارباامام صادق علیه السلام پرهیزکردند ودراین شرایط امام صادق علیه السلام به زیبایی معارف وحقایق مذهب شیعه رازنده وآشکارنمودند وبااستواروپایدارساختن پایه های اعتقادی وفقهی واخلاقی شیعیان نقش اساسی وانحصاری درتثبیت وتوسعه اسلام راستین وتشیع محمدی ایفانمودند.
&nbsp;دردوران 34 ساله امامت حضرت صادق علیه السلام ،هشام بن عبدالملک وولیدبن یزید بن عبدالملک ویزیدبن ولید بن عبدالملک وابراهیم بن ولید ومروان بن محمدحمار ازامویان وابوالعباس عبدالله بن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس ملقّب به سفاح وبرادرش ابوجعفر ملقب به منصوربه پادشاهی رسیده اند[12]. پادشاهی پنج نفر ازبنی امیه ودوتن ازبنی عباس در این سه دهه وتلاش هریک برای تثبیت موقعیت وقدرت خویش ودرگیری آنان برای نابودی مخالفان دنیوی خود،آنان راازرویارویی همه جانبه باامام صادق علیه السلام ناتوان وعاجزکرد. امام صادق علیه السلام دراین شرایط سیاسی آشفته که دشمنان مشغولیت های درونی فراوانی پیداکردند،آزادی عمل نسبی داشتند وبیش ازسایر امامان علیهم السلام دراقتدارفکری ومعنوی مذهب شیعه گام های بلندبرداشتند وبرهمین اساس مذهب شیعه رامذهب جعفری نامیدند.
&nbsp;شاگردان بسیار 
&nbsp;درعصرامام صادق علیه السلام نهضت بزرگ علمی شیعی شکل گرفت. اصحاب حوزه درسی امام زیادشدند وشاگردان ودانشجویان نخبه وبااستعداد فراوانی دردانشگاه علوم شیعی امام صادق علیه السلام تربیت شدند،به گونه ای که هیچ یک ازامامان علیهم السلام این تعداد شاگردنداشته اند.اسامی افرادی که دردانشگاه امام صادق علیه السلام درمدینه تحصیل کرده اند درکتب رجالی قدما ومعاصران آمده است ،شیخ مفید درباره تعداد این شاگردان نوشته است: فان اصحاب الحدیث قدجمعوا اسماء الرواه عنه من الثقاه علی اختلافهم فی الآراد والمقالات فکانوا اربعه آلاف رجل [13] .اصحاب حدیث ،اسامی راویان مورداعتماد امام صادق علیه السلام رابااختلاف آنان در رای وگفتارشان جمع کرده اند پس آنان چهارهزارتن بوده اند. شیخ طوسی نیزدردوکتاب فهرست ورجال خویش اسامی این دانشمندان شیعی راذکرکرده است.وی درکتاب رجال خود،اسامی 6429 تن ازاصحاب وراویان معصومان علیهم السلام راثبت کرده است 3238 تن ازاین افراد ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام بوده اند که 12 تن ازآنان زن هستند[14] .بنابراین بیش ازنیمی ازاصحاب وراویان دوازده امام که اسامی آنان درکتاب رجال شیخ طوسی آمده است ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام می باشند.
&nbsp;محقق حلی می گوید:روی عنه مایقارب اربعه آلاف رجل [15] .نزدیک به چهرهزارمرد ازامام جعفرصادق علیه السلام روایت کرده اند.ازگزارش های کتاب های رجال وتاریخ برمی آید که درتاریخ اسلام مدرسه ای بزرگ تر ازمدرسه امام جعفرصادق علیه السلام درکثرت طلاب وفراوانی علوم ورشته های تحصیلی که استاد آن یک تن باشد وجودنداشته است[16]. محمد صادق نشات استاد دانشکده آداب قاهره&nbsp; نوشته است: خانه(امام)صادق(علیه السلام)هماننددانشگاه بزرگی بوده است که حکیمان واهل علم درآن موج آفرین شده وایشان به دون توجه به نحله ها ومذهب ها وفرقه ها واهداف آنان،به پرسش های آنان پاسخ داده ومشکلات علمی آنان راحل می کرده است[17].
&nbsp;بنابراین امام صادق علیخه اسللام بیش ازسایرامامان علیهم السلام شاگرداشته اند وباتربیت علمی آنان بیشترین نقش رادرتبلیغ وگسترش فرهنگ شیعی ایفانموده اند. اقدامات علمی وگفتار ورفتاراین اصحاب دانشمند مکتب امام صادق علیه السلام نیزابعاد همین نقش رانشان می دهد.همین نقش برجسته وبی نظیر علمی امام،ازعوامل اشتهار مذهب شیعه به مذهب جعفری است .
&nbsp;داشتن بیشترین حدیث 
&nbsp;دربین امامان شیعه،بیشترین حدیث وروایت ازامام جعفرصادق علیه السلام نقل شده است.شیخ مفید دراین باره می گوید:نقل الناس عنه من العلوم ماسارت به الرکبان وانتشرذکره فی البلدان ولم ینقل من احد من اهل بیته العلماء مانقل عنه ولالقی احدمنهم من اهل الآثارونقله الاخبارولانقلوا عنهم کمانقلوا عن ابی عبدالله علیه السلام[18]. مردم به اندازه ای ازعلوم امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که توشه راه کاروانیان شده ونام امام درشهرها انتشاریافته است ودانشمندان ازاحدی ازاهل بیت امام به اندازه امام حدیث نقل نکرده اند وهیچ یک ازاهل آثار وناقلان اخبار به آن اندازه که ازامام بهره برده اند ازدیگران بهره نبرده اند وازهیچ کس ازآنان به اندازه امام صادق علیه السلام حدیث نقل نکرده اند.
&nbsp;شیخ طبرسی نیزتصریح می کند:لم ینقل عن احد من سائر العلوم مانقل عنه[19] .ازهیچ یک ازامامان،علوم به اندازه امام صادق علیه السلام نقل نشده است. درجای دیگرمی نویسد:ماحفظ عنه وتلقی عنه فی انواع العلوم وفنون الحکم اکثرمن ان تحصی[20] . آن چه درانواع علوم وفنون حکم ازامام جعفرصادق علیه السلام حفظ وروایت شده است بیش ازحدشمارش است.
&nbsp;یکی ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام ،محمدبن مسلم گفته است: سالت اباعبدالله علیه السلام عن سته عشرالف حدیث [21] . از امام جعفرصادق علیه السلام از16 هزارحدیث پرسیدم (وی درواقع گزارش پرسش وپاسخ هایش درقالب حدیث امام راشانزده هزارحدیث می شمارد).
&nbsp;حسن بن علی وشاء ازاصحاب امام رضا علیه السلام گفته است:ادرکت فی هذا المسجد یعنی مسجدالکوفه تسعمأه شیخ کل یقول: حدثنی جعفربن محمد[22]. درمسجد کوفه نهصد پیرمرد عالم رادرک کردم که هرکدام می گفت : جعفربن محمد مراحدیث کرد.
&nbsp;ابان بن تغلب نیزبه تنهایی سی هزارحدیث از امام جعفرصادق علیه السلام نقل کرده است [23].
&nbsp;احمدامین مصری نیزمی گوید: شیعه ازجعفرصادق حدیث زیادی روایت کرده به گونه ای که ازپاسخ های اوبه مسائل گوناگون،چهارصد کتاب که آنها رااصول نامیده اند تصنیف نموده وازهیچ یک ازاهل بیت اوهمانند اوروایت نشده است [24].
&nbsp;عبدالرحمن بن محمدحنفی بسطامی نوشته است: چعفربن محمد ازدحم علی بابه العلماء واقتبس من مشکاه انواره الاصفیاء [25]. علماء بردرخانه جعفربن محمد،ازازدحام گرده واصفیاء ازمشکلات انوارش اقتباس نموده اند.
&nbsp;این ویژگی انحصاری امام ششم که حدیث ایشان بیش ازسایرامامان علیهم السلام درکتب حدیثی شیعه وجوددارد وارهمین احادیث عقاید،اخلاق وفقه شیعه تدوین گردیده است ،یکی ازعوامل انتساب مذهب شیعه به امام جعفرصادق علیه السلام می باشد.
&nbsp;حدیث امام جعفرصادق علیه السلام زیربنای فقه شیعی 
&nbsp;سندومدرک اکثراحکام وقوانین فقهی شیعی حدیث امام جعفرصادق علیه السلام است وشعارحدیثی فقه شیعیان قال الصادق است وهمین واقعیت گویای نقش برجسته امام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وتثبیت ودوام مذهب شیعه بوده است .
&nbsp;روشن است که اخادیث امام صادق علیه السلام درفقه واجتهاد شیعی بیش ازحدیث سایرامامان علیهم السلام نقش دارد.امام خمینی رضوان الله تعالی علیه دراین زمینه نوشته اند:مامفتخریم که کمذهب ماجعفری است وفقه ماکه دریای بی پایان است یکی ازآثاراوست ومامفتخریم به همه ائمه معصومین علیهم السلام ومتعهدبه پیروی آنانیم [26].این نقش تاریخی امام جعفرصادق علیه السلام درتدوین فقه شیعی،عامل شهرت فقه شیعی به فقه جعفری است وبه تبع آن مذهب شیعه مذهب جعفری نامیده شده است.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام ومذاهب چهارگانه اهل سنت 
&nbsp;امامان مذاهب اربعه اهل سنت ازدانشگاه امام جعفرصادق علیه السلام بهره برده وبی واسطه یاباواسطه شاگردان مدرسه امام ششم شیعیان بوده اند. ابن ابی الحدید معتزلی درباره پیوند فقه مسلمانان با علی بن ابی طالب علیه السلام از طریق امام جعفرصادق علیه السلام نوشته است : از علوم اسلامی،علم فقه است وعلی بن ابی طالب علیه السلام اصل واساس آن است وهرفقیهی درجهان اسلام ازفقه اوبهره برده است. اصحاب ابوحنیفه همانندابویوسف ومحمّد وغیرآنها،فقه خودراازابوحنیفه گرفته اند وشافعی نزدمحمدبن حسن درس خوانده است پس فقه اونیزبه ابوحنیفه بازمی گردد.احمدبن حنبل نزدشافعی درس خوانده&nbsp; پس فقه اونیزبه ابوحنیفه می رسد وابوحنیفه نزذ امام جعفرصادق علیه السلام درس خوانده و امام جعفرصادق علیه السلام ازپدرش تابرسد به علی بن ابی طالب علیه السلام فراگرفته است [27].
&nbsp;محمدابوزهره نیزمی گوید: دانشمندان جهان اسلام بااختلاف طائفه های آنان،آن گونه که برفضل امام صادق علیه السلام اجماع دارند برای هیچ کس اتفاق نظر ندارند،دانش اوزیربنای سنت است ودانشمندان معاصر اوازاودرس گرفته اند .دانش مالک وطبقه مالک ازاوست. ابوحنیفه بااین که ازنظرسنی نزدیک به امام جعفرصادق علیه السلام بوده ،درنزد اودرس خوانده است واورادانشمندترین مردم دانسته است[28]. ابوحنیفه ومالک ابن انس بنیانگذاران دومذهب حنفی ومالکی ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام بوده اند واین حقیقت رابسیاری ازاهل سنت گزارش کرده اند [29].
&nbsp;ابوحنیفه اعلمیت امام صادق علیه السلام رانشان داده وگفته است :جعفربن محمد افقه من رایت[30] جعفربن محمد دانشمندترین وفقیه ترین کسی است که من تاکنون دیده ام . وی درباره نقش دوران تحصیل خویش درنزدذامام جعفرصادق علیه السلام نیزچنین اعتراف نموده است : لولا السنتان لهلک النعمان [31] . اگرآن دوسال نبود نعمان بن ثابت ابوحنیفه هلاک می شد . مالک بن انس نیزگفته است :مارات عین ولاسمعت اذن ولاخطر علی قلب بشرافضل من جعفربن محمدالصادق علما عباده وورعاً [32]. چشمی ندیده،گوشی نشنیده&nbsp; وبردل بشری خطور نکرده بهترازجعفربن محمد دردانش وعبادت وورع! . درجای دیگرمالک ازدوران ارتباط وتحصیل خود درنزدامام صادق علیه السلام چنین یادکرده است:اختلفت الیه زماناً فماکنت اراه الّا علی ثلاث خصال اما مصلّ واما صائم واما یقرأ القرآن ومارأیته یحدث الّا علی طهاره[33].مدتی نزد اورفت وآمد می کردم اوراجز برسه خصلت ندیدم نمازگزار وروزه دار وقاری قرآن وندیدم اوراسخن بگوید جزباطهارت و وضو.
&nbsp;البته این امامان بزرگ اهل سنت، بنیانگذاران مذاهب حنفی،مالکی،شافعی&nbsp; وحنبلی که ازدانش امام جعفرصادق علیه السلام بهره برده اند تنها امام رابزرگ ترین عالم اسلامی جهان معاصر خودشمرده وکسب علم ازآن حضرت رالازم می دانشته اند واعتقادبه عصمت ومرجعیت علمی انحصاری اهل بیت علیهم السلام وشایستگی انحصاری آنان برای خلافت پیامبرنداشته وامام رادارای علم لدنی الهی ومفترض الطاعه نمی شناختند،ازاین رو به خود اجازه تاسیس مذهب فقهی داده ورئیس مذهب شده اند. پیروان اهل بیت نیزمذهب شیعه راجعفری نامیدند تانقش استادی امام صادق علیه السلام برامامان بزرگ اهل سنت،برتری مذهب شیعه رابرمذاهب دیگرنشان داده وتقدم مذهب شیعه جعفری بردیگران راروشن نمایند.
&nbsp;اصرارمخالفان مذهب شیعه 
&nbsp;پیروان اهل بیت علیهم السلام،باتوجه به نقش برجسته امام صادق علیه السلام درمذهب شیعه، این مذهب راجعفری نامیده اند. وبه این نام نیزافتخار می نمایند، امام مخالفان اهل بیت علیهم السلام ومذهب شیعه تلاش کرده اند همواره ازاین مذهب بانام جعفری یادکنند تاازراه این انتساب ،تاسیس مذهب شیعه به امام صادق علیه السلام رامطرح نمایند .می خواهند وانمودکنند جعفری نامیدن مذهب شیعه همانند حنفی نامیده مذهب ابوحنیفه می باشد ومذهب شیعه درعصرامام صادق علیه السلام پدیدآمده است . تلاش کرده اند باجعفری نامیدن مذهب شیعه چنین تلقین کنندکه پیدایش مذهب شیعه دردوران پس ازرحلت پیامبراسلام بوده است. درواقع درنام جعفری برای مذهب شیعه،پیوند این مذهب باوحی الهی وحدیث پیامبررا نفی&nbsp; می کنند. می خواهند ریشه داربودن مذهب شیعه درصدراسلام فراموش گرددوتاریخ ولادت این مذهب نیزهمانند مذاهب حنفی ،مالکی،شافعی، وحنبلی ،قرن دوم وسوم شمرده شود. دانشمندان شیعه باید باهوشیاری ضمن افتخاربه جعفری بودن،تاسیس مذهب شیعه توسط پیامبر خدارایادآوری واثبات نموده وحقانیت امین مذهب راآشکارنمایند .
&nbsp;مناظرات امام دردفاع ازمذهب شیعه دربرابر فرقه های دیگر 
&nbsp;درعصر امام جعفرصادق علیه السلام ،جریان های اعتقادی غیراسلامی وفرقه های اسلامی درتکاپوی تبلیغ علیه مذهب شیعه برآمدند و امام جعفرصادق علیه السلام همواره ازاسلام شیعی واسلام راستین دفاع کرده وحقایق آن راتبیین نموده اند.گفتگوها ومناظرات فراوان امام صادق علیه السلام باافراد وجریان های معاصرخویش نیز،نقش موثری درپاسداری ازمذهب شیعه دربرابرامواج اقدامات دشمنان داشت.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام دربرابرموج الحادی بی سابقه ملحدانی نظیرابن ابی العوجا وابوشاکر دیصانی وعبدالله بن مقفع وعبدالملک بصری وآرای فلسفی&nbsp; کلامی وفقهی جدیدی که نابودی اساس &nbsp;اسلام شیعی راپی گیری می کرد ایستادگی کردند وباپاسخ های علمی به منحرفان درراستای بقا ودوام مذهب شیعه گام های بلندی برداشتند[34].محمدابوزهره دراین زمینه نوشته است: مناظرات امام جعفرصادق علیه السلام شهرت یافت به گونه ای که درمیان علماء منبع معرفت ومرجع علمی درپاسخ به معضلات وپرسش های زندیقان وتوجیهات آنان گردید،زندیقانی که شک وتردید درهمه چیزایجادمی کردند وگردوغباردراطراف حقایق دین اسلام پاشیدند[35]. این مناظرات امام ومنحرفان فراوان است ودرکتاب های تاریخ امامت ومنابع حدیثی وجوددارد[36] وگواه نقش علمی امام جعفرصادق علیه السلام درتثبیت رسالت پیامبراسلام وسنت های نبوی وآیین تشیع است.
&nbsp;منشا شیعه جعفری درکلام امام صادق علیه السلام 
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام برای شاگردان خویش آموزش شیعه شناسی داشته اند واصول وفروع مذهب شیعه رابیان نموده اند.بارهاباتعبیرهای شیعه الله[37] وشیعه آل محمد وآل رسول الله [38] وشیعتنا [39] وشیعه علی علیه السلام [40] اصل واصول شیعه رانشان داده وآشکارنموده اند.بنابراین براساس احادیث امام جعفرصادق علیه السلام مذهب شیعه پیش ازعصرامامت ایشان درصدراسلام ایجادشده است وموسس وبنیانگذارآن حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده اند .
&nbsp;مفضل نقل کرده که امام جعفرصادق علیه السلام فرمودند:انماشیعه علی علیه السلام من عفّ بطنه وفرجه واشتد جهاده وعمل لخالقه و رجاثوابه وخاف عقابه فاذارایت اولئک فاولئک شیعه جعفر[41]. شیعه علی تنها کسی است که شکم وشهوتش راازحرام پاک نگهدارد وتلاشگری سخت کوش است وبرای آفریننده اش (خدا)کارکرده ودرامید ثواب خدا است وازعقاب خدا می ترسد زمانی که این چنین انسان هایی رادیدی آنان شیعه جعفری می باشند. دراین جدیث ریشه شیعه جعفری،شیعه علوی قرارگرفته وشیعه علی اصل وشیعه جعفر فرع معرفی گردیده است. درواقع درون این حدیث، امام جعفرصادق علیه السلام پیوندبنیادی مذهب جعفری بامذهب شیعه علی رابیان نموده وتاسیس وطهور مذهب شیعه درصدراسلام ووجودآن در عصرامام علی علیه السلام رایادآوری فرموده اند.بنابراین تنها به دلیل نقش اساسی امام جعفرصادق علیه السلام درپایداری تشیع،این مذهب راجعفری نامیده اند واین نامگذاری به هیچ وجه تاسیس مذهب توسط امام جعفرصادق علیه السلام رانمی رساند وارتباطی بانام موسس ندارد وفقط درراستای ستایش ازنام احیاگر مذهب شیعه به کاررفته است .
&nbsp;احترام وستایش 
&nbsp;ویژگی های انحصاری شخصیت الهی امام جعفرصادق علیه السلام وشرایط زمانی ومکانی حیات وامامت آن حضرت زمینه رابرای نقش انحصاری امام دراحیاء،تثبیت ،پایداری&nbsp; وپیشرفت مذهب شیعه محمدی صلی الله علیه وآله وسلم فراهم نمود وبنابراین امام جعفرصادق علیه السلام بیش ازسایرامامان علیهم السلام دراستحکام واستواری زیربنا وپایه های مذهب شیعه نقش داشته اند.این امتیازات امام جعفرصادق علیه السلام ،شیعیان راواداشت که برای احترام وستایش وسپاسگذاری از امام جعفرصادق علیه السلام مذهب شیعه رامذهب جعفری بنامند. محمدرضا حکیمی احترام وتقدیرازمقام والای امام جعفرصادق علیه السلام درانتشار مذهب شیعه راعامل شهرت ونامگذاری مذهب شیعه به جعفری شمرده است [42].
&nbsp;مبدا حدیث امام جعفرصادق علیه السلام حدیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم 
&nbsp;دانش همه امامان علیهم السلام یکسان وازیک منبع است . معصومان علیهم السلام علم الهی&nbsp; وعلم لدنّی دارند وسرچشمه علم آنان وحی الهی برپیامبرخدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. اصرار امام جعفرصادق علیه السلام درتبیین هویت ومنشا الهی تشیع وارتباط وپیوندآن باپیامبراسلام وامام علی علیه السلام برای نفی تهمت بدعتگذاری وایجاد مذهب جدیدتوسط امام جعفرصادق علیه السلام است.اگرکسی ازجعفری نامیدن مذهب شیعه،بنیانگذاری وایجادمذهب شیعه در زمان امام جعفرصادق علیه السلام را اراده کند نه تنها مقام ودرجه امام رابالانبرده است بلکه به امام ومذهب شیعه اهانت کرده است. چون امام جعفرصادق علیه السلام راآوردنده چیزی می شمارد که پیامبرنیاورده است واین بی حرمتی به امام معصوم است ومذهب شیعه رابی ریشه درعصررسالت وایجاد شده درقرن دوم هجری معرفی می نماید که تغییر واقعیت وتحریف تاریخ پیایش مذهب شیعه است . عزت،کرامت وافتخار امام جعفرصادق علیه السلام درارتباط باپیامبرخداصلی الله علیه وآله وسلم است. امام معصوم برگزیده خدا است که توسط پیامبروامامان پیشین معرفی شده است.بنابراین کلام امام،کلام رسول الله است ورسالت امام تبیین کلام پیامبرخدا است .
&nbsp;محمدحلبی گفته است امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: کان علیّ یعلم کل مایعلم رسول الله ولم یعلّم الله رسوله شیئا الّا وقدعلّمه رسول الله امیرالمومنین [43]. علی علیه السلام می دانست هرچه رارسول خدامی دانست وخداچیزی به پیامبرش یادنداد مگراین که رسول الله به امیرالمومنین یادداد.
&nbsp;از امام جعفرصادق علیه السلام سوال شد:انت اعلم ام ابوک؟ شمادانانترید یاپدرتان؟ امام پاسخ فرمود: ابی اعلم منی وعلم ابی لی [44]. پدرم ازمن داناتر بود ودانش پدرم برای من است.
&nbsp;سدیرصدفی گفته است امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: نحن تراجمه وحی الله ونحن خزّان علم الله [45]. ماترجمان وحی خدا وخازنان علم خداهستیم! .
&nbsp;یونس بن عنبسه گفته است مردی از امام جعفرصادق علیه السلام سوالی کرد وامام پاسخ دادند ،اودرپاسخ امام تردید کردوامام به اوفرمود: مهمااجبتک فیه لشی فهو عن رسول الله لسنا نقول براینا من شی[46]. هرآن چه درباره چیزی به توپاسخ دادم پس آن ازرسول خدا است وما براساس رای خودچیزی نمی گوییم.
&nbsp;داوودبن ابی یزید وحول گفته است شنیدم امام جعفرصادق علیه السلام فرمود:انالوکنانفتی الناس براینا وهوانا،لکنّا من الهالکین ولکنّها اثارمن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم اصل علم نتوارثها کابرعن کابرعن کابرنکنزها کما یکنزالناس ذهبهم وفضتهم [47].اگرمابارأی خویش به مردم فتوی دهیم ازهلاک شدگان خواهیم بود وریشه دانش واصل علمی ازرسول خدا صادرشده،ماآن رابزرگی ازبزرگی ازبزرگی ارث می بریم وهمانطور که مردم طلا ونقره شان رادرگنج نگه می دارند،نگه می داریم .
&nbsp;محمدبن شریح نیزگفته است شنیدم امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: والله لولا انّ الله فرض ولایتنا ومودّتنا وقرابتنا ماادخلناکم بیوتنا ولا اوقفناکم علی ابوابنا والله مانقول باهوائنا ولانقول براینا الّا ماقال ربّنا[48]. به خداسوگند اگرخداوند ولایت ومودّت وقرابت مارابرمردم واجب نگردانده بود هرگز شمارابه خانه های مان دعوت ووارد نمی کردیم وشمارابه درگاه خانه هایمان فرانمی خواندیم وبه خداسوگند ماهیچ چیزبا هواهای خویش ورأی مان نمی گوییم مگرآنچه پروردگارمان گفته است .
&nbsp;حرت به امام جعفرصادق علیه السلام عرض کرد:ازدانش تان به من خبردهید! امام فرمود: وراثه عن رسول الله ومن علی بن ابی طالب .میراث ازپیامبرخدا وعلی بن ابی طالب![49]
&nbsp;مطابق بیان امام جعفرصادق علیه السلام منشا دانش امام خداوند وپیامبرخدا ووصی پیامبر خداعلی بن ابی طالب است. وامام ترجمان وحی خدا وخزانه دار علم خدامی باشد.ریشه واصل علم امام جعفرصادق علیه السلام،پروردگارجهانیان وعلم رسول خدااست وامام براساس گنجینه میراث دانش بی پایان الهی علم پیامبرسخن می گوید.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام به صراحت هرگونه سخن گفتن ازروی هوای نفس وبه رای خویش رانفی کرده اند. بنابراین هرچه امام جعفرصادق علیه السلام برای مردم جهان ومسلمانان وشیعیان آورده اند ازسوی خداوند متعال وپیامبراسلام وامامان پیشین بوده است و&laquo;مذهب جعفری&raquo;هرچه به بشریت داده است ازسوی &laquo;پیامبرخدا&raquo;است ومنشا&laquo;مذهب جعفری&raquo; خداوپیامبر است. &laquo;مذهب جعفری&raquo; تبیین مجدّّد اسلام راستین و&laquo;تشیع محمدی وعلوی&raquo;درعصر امام جعفرصادق علیه السلام است . درحقیقت امام جعفرصادق علیه السلام به روشنی اتهام هرگونه بدعت دردین راانکارکرده وخداوپیامبرراالهام بخش علم خویش ومبدا مذهب جعفری دانسته اند.
&nbsp;به تعبیر دیگر،گویا امام جعفرصادق علیه السلام دراین رهنمودهای خویش بارها به مردم هشدارداده اند که هیچ نقشی درتاسیس وایجاد مذهب نداشته اند بلکه خدا وپیامبرخدا بنیانگذار مذهب شیعه جعفری بوده اند وایشان تنها مذهب رازنده وتقویت کرده وتثبیت نموده وگسترش داده اند وازآن پاسداری نموده اند.
&nbsp;نتیجه 
&nbsp;بادقت درپیشینه ی مذهب شیعه جعفری درعصررسالت وتوجه به سخنان محکم امام جعفرصادق علیه السلام درتبیین هویت مذهب شیعه وتاریخ وصفات وفضایل آن وباالهام گرفتن ازتاکید امام برنفی بدعت ورأی شخصی واصرارامام برپیوندبنیادی کلام وراه خویش باخدا وکلام پیامبرخدا،وبابررسی تاریخ زندگانی امام جعفرصادق علیه السلام وویژگی های فردی وتاریخ سیاسی معاصرامام،چرایی نام گذاری مذهب شیعه به مذهب جعفری روشن می شود.
&nbsp;ادعای ایجاد وتاسیس مذهب شیعه درزمان امام جعفرصادق علیه السلام پاسخ درستی برای این چرایی نیست چون امام جعفرصادق علیه السلام هیچ نقشی دربنیانگذاری،ایجادوتاسیس مذهب نداشته اند بلکه همواره کوشش کرده اند این اتهام رادفع کنند.خودامام بارها به صراحت خداورسول خدارااصل سخنان خویش معرفی نموده اند ونه تنها هیچ ادعایی درتاسیس ندارند بلکه بارها آن راانکارنموده اند.رئیس اصلی وبنیانگذار مذهب شیعه خداوپیامبرخدابوده اند ومذهب شیعه همان اسلام راستین وجریان اصلی اسلام حقیقی است وبه کاربردن رئیس مذهب برای امام جعفرصادق علیه السلام وجعفری نامیدن مذهب شیعه هیچ ارتباطی باتاسیس وپیدایش مذهب شیعه ندارد بلکه براساس نقش فراوان وانحصاری امام جعفرصادق علیه السلام دراحیای،تقویت،تثبیت وپایداری مذهب شیعه است.تقدیروتحلیل ازنقش برجسته امام جعفرصادق علیه السلام واحترام وسپاسگذاری اززحمات فراوان امام دردفاع ازمذهب شیعه عامل اساسی تعریف مذهب شیعه به مذهب جعفری بوده وهست .
&nbsp;[1] &nbsp;ـ تاریخ اهل بیت علیهم السلام نقلاً عن الائمه الباقروالصادق والرضا والعسکری عن ابائهم&nbsp; علیهم السلام ،ص96
&nbsp; [2] ـ الکافی،ج1،ص472
&nbsp;[3] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص226
&nbsp;[4] &nbsp;ـ الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه،کتاب المزار،ص153
&nbsp;[5] &nbsp;ـ مصباح کفعمی،ص523*روضه الواعظین،ص253 *المناقب،ج3،ص399.
&nbsp;[6] &nbsp;ـ کشف الغمه فی معرفه الائمه علیهم السلام،ج2،ص367.
&nbsp;[7] &nbsp;ـ الفصول المهمه،ص208 وص216
&nbsp;[8] &nbsp;ـ بحاراالانوارالجامعه لدرراخبارالائمه الاطهار علیهم السلام،ج47،ص1 تاص8
&nbsp;[9] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص409
&nbsp;[10] &nbsp;ـ صحیفه سجادیه،دعای 27،فراز10
&nbsp;[11] &nbsp;ـ صحیفه سجادیه،دعای 14 ،فراز6
&nbsp;[12] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص266*بحارالانوار،ج47،ص162 تاص212 * ائمتنا،ج1،ص408
&nbsp;[13] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص173
&nbsp;[14] &nbsp;ـ رجال الطوسی،متن کتاب ازآغازتاپایان به ویژه لزص142 تاص342.
&nbsp;[15] &nbsp;ـ المعتبر،ص 121.
&nbsp;[16] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص426
&nbsp;[17] &nbsp;ـ اشعه من حیاه الصادق،ج3،ص58*ائمتنا،ج1،ص420
&nbsp;[18] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص173 * الاختصاص،ص118
&nbsp;[19] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص276
&nbsp;[20] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص283
&nbsp;[21] &nbsp;ـ الاختصاص،ص201
&nbsp;[22] &nbsp;ـ&nbsp; ضحی الاسلام،ج3،ص263 *ائمتنا،ج1،ص423
&nbsp;[23] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص443
&nbsp;[24] &nbsp;ـ ضحی الاسلام،ج3،ص263 *ائمتنا،ج1،ص423
&nbsp;[25] &nbsp;ـ مناهج التوسل،ص106
&nbsp;[26] &nbsp;ـ صحیفه نور،ج21 ،ص135 وص171
&nbsp;[27] &nbsp;ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی،ج1،ص18
&nbsp;[28] &nbsp;ـ الامام الصادق،ص66
&nbsp;[29] &nbsp;ـ خیرالدین زرکلی، درالاعلام،ج2،ص121*سامی درقاموس الاعلام،ج2،ص182 *محمدخضری در التشریع الاسلامی،ص263*عبدالله شبراوی شافعی درالاتحاف یجب الاشراف،ص54*محمودبن وهیب بغدادی حنفی درجوهره الکلام،ص118*ابن حجر هیثمی درالصواعق المحرقه،ص199*تهذیب التهذیب،ج8،ص7وص516.
&nbsp;[30] &nbsp;ـ النجوم الظاهره،ج2،ص9*مختصرالتحفه الاثنی عشریه ،ص8 *ائمتنا،ج1،ص422 *حضرت صادق علیه السلام،ص19 *جامع مسانید ابی حنیفه ،ج1،ص222.
&nbsp;[31] &nbsp;ـ مختصرالتحفه الاثنی عشریه،ص186 *ائمتنا،ج1،ص424
&nbsp;[32] &nbsp;ـ تهذیب التهذیب،ج2،ص104*مناقب ابن شهرآشوب ،ص&nbsp; * حضرت صادق علیه السلام،ص19*بحارالانوار،ج47،ص20 *حیاه الامام الصادق،ص17*الامام الصادق والمذاهب الاربعه،ج4،ص9.
&nbsp;[33] &nbsp;ـ تهذیب التهذیب،ج2،ص104وص105*بحارالانوار،ج47،ص16.
&nbsp;[34] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص456
&nbsp;[35] &nbsp;ـ الامام الصادق،ص19
&nbsp;[36] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص184 تاص200*بحارالانوار،ج47،ص213تاص240
&nbsp;[37] &nbsp;ـ فضائل الشیعه،ص8وص9
&nbsp;[38] &nbsp;ـ الکافی،ج8،ص80 *بحارالانوار،ج78،ص266
&nbsp;[39] &nbsp;ـ الکافی،ج2،ص239 وج8 ،ص268 وص315 * فضائل الشیعه،ص13 وص14 *بحارالانوار،ج68،ص24 وص164 وص186 وج69 ،ص9 *بشاره المصطفی لشیعه المرتضی،ص222
&nbsp;[40] &nbsp;ـ الکافی ،ج8،ص260*کمال الدین وتمام النعمه،ص340 *فضائل الشیعه،ص14 وص15*بحارالانوار،ج68،ص27 وص40 وص41 *المحجه فیمانزل فی القائم الحجه،ص16وص97
&nbsp;[41] &nbsp;ـ الکافی،ج2،ص233*فضائل الشیعه،ص53*بحارالانوار،ج68،ص187
&nbsp;42] &nbsp;ـ حماسه غدیر،ص167وص168
&nbsp;[43] &nbsp;ـ بصائرالدرجات،ص292
&nbsp;[44] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص283.
&nbsp;[45] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص277.
&nbsp;[46] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص301
&nbsp;[47] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص300
&nbsp;[48] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص300
&nbsp;[49] &nbsp;ـ بصائرالدرجات، ص327
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرایی نامگذاری مذهب شیعه به مذهب جعفری ازمسائل اساسی ومهم در شیعه شناسی است.</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/چرایی-نامگذاری-مذهب-شیعه-به-مذهب-جعفری-ازمسائل-اساسی-ومهم-در-شیعه-شناسی-است</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/چرایی-نامگذاری-مذهب-شیعه-به-مذهب-جعفری-ازمسائل-اساسی-ومهم-در-شیعه-شناسی-است</guid>

<description><![CDATA[
بررسی سخنان پیامبرخدا وامام صادق علیه السلام وتحلیل تاریخ امامت وویژگی های فردی آن حضرت وتاریخ سیاسی معاصرامام ،منابع این تحقیق برای دستیابی به پاسخ این چرایی است.
نقش امام جعفرصادق علیه السلام،درتاریخ تشیع،دراظهارحقانیت مذهب شیعه ودفاع ازکیان تشیع وتدوین فقه شیعه وتثبیت وپایداری وتوسعه مذهب شیعه،بیش ازسایرامامان ععلیهم السلام بوده است .
همین نقش برجسته وبی نظیرامام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وگسترش مذهب شیعه ،عامل شهرت &laquo;مذهب شیعه&raquo;به&laquo;مذهب جعفری &raquo;است.مذهب شیعه ،جریان اصلی اسلام است ومنشا تشیع وحی الهی وحدیث حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. موسس وبنیانگذار مذهب شیعه ومذهب جعفری ،پیامبراعظم آخرین پیامبرخدا شخص محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم است .بنابراین مذهب شیعه درعصررسالت درسرزمین وحی درمکه ومدینه درصدراسلام در23 سال حیات پیامبر ازبعثت تارحلت ایجادشده است .نقش فراوان وچندبعدی امام جعفرصادق علیه اسلام درتاریخ تشیع ،سبب &laquo;توهم&raquo;تاسیس مذهب شیعه جعفری توسط امام جعفرصادق علیه السلام گردیده وفرضیه غلط وانحرافی &nbsp;نامگذاری مذهب شیعه درزمان امام جعفرصادق علیه السلام رادرفهرست فرضیه های نادرست درپیرامون منشا

بررسی سخنان پیامبرخدا وامام صادق علیه السلام وتحلیل تاریخ امامت وویژگی های فردی آن حضرت وتاریخ سیاسی معاصرامام ،منابع این تحقیق برای دستیابی به پاسخ این چرایی است.
نقش امام جعفرصادق علیه السلام،درتاریخ تشیع،دراظهارحقانیت مذهب شیعه ودفاع ازکیان تشیع وتدوین فقه شیعه وتثبیت وپایداری وتوسعه مذهب شیعه،بیش ازسایرامامان ععلیهم السلام بوده است .
همین نقش برجسته وبی نظیرامام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وگسترش مذهب شیعه ،عامل شهرت &laquo;مذهب شیعه&raquo;به&laquo;مذهب جعفری &raquo;است.مذهب شیعه ،جریان اصلی اسلام است ومنشا تشیع وحی الهی وحدیث حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. موسس وبنیانگذار مذهب شیعه ومذهب جعفری ،پیامبراعظم آخرین پیامبرخدا شخص محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم است .بنابراین مذهب شیعه درعصررسالت درسرزمین وحی درمکه ومدینه درصدراسلام در23 سال حیات پیامبر ازبعثت تارحلت ایجادشده است .نقش فراوان وچندبعدی امام جعفرصادق علیه اسلام درتاریخ تشیع ،سبب &laquo;توهم&raquo;تاسیس مذهب شیعه جعفری توسط امام جعفرصادق علیه السلام گردیده وفرضیه غلط وانحرافی &nbsp;نامگذاری مذهب شیعه درزمان امام جعفرصادق علیه السلام رادرفهرست فرضیه های نادرست درپیرامون منشاتشیع قرارداده است. انتساب تاسیس مذهب به امام جعفرصادق علیه السلام اشتباه بزرگی است که زیان های فراوانی رادرپی دارد وتوهین به امام ومذهب است.پیامبرگرامی اسلام رئیس اصلی ونخستین رئیس مذهب شیعه اند وهریک ازامامان نیزدرعصرخویش ازرئساء مذهب شیعه بوده اند. دراین میان،سپاس وستایش ازنقش تاریخی وسرنوشت ساز امام جعفرصادق علیه اسلام دراحیاء ،تقویت وتثبیت وگسترش مذهب شیعه ،علت &laquo;جعفری&raquo;نامیدن &laquo;مذهب شیعه&raquo;می باشد.ازاین رو مذهب شیعه محمدی وعلوی به نام مقدس امام ششم شیعیان که جعفراست به مذهب جعفری نامگذاری شده است. مذهب جعفری همان مذهب شیعه محمدی است که رسول خدا به فرمان خدابنیانگذاری نموده ودرحجازوسرزمین وحی درروزگارپیامبراسلام ایجادشده است .
&nbsp;دلایل وعوامل جعفری نامیدن مذهب شیعه 
&nbsp;جلوه ها ومظاهرنقش اساسی امام جعفرصادق علیه السلام درتاریخ تشیع وشرایط سیاسی واجتماعی عصرامام،دلایل نامگذاری مذهب شیعه محمدی به شیعه جعفری است. بازشناسی وواکاوی تاریخ زندگانی امام جعفرصادق علیه السلام وبررسی احادیث امام صادق علیه السلام درارتباط با شیعه وآگاهی ازویژگی های &nbsp;امام وابعاد اجتماعی عصرامامت آن حضرت،وجایگاه عظیم ومنزلت الهی&nbsp; امام، فلسفه این نام راآشکارمی نماید.
&nbsp;مطالب وعوامل یازده گانه ای که درهمین راستا ذکرمی گرددمی تواند راهنمای پژوهشگران تاریخ تشیع درشناخت بیشترمذهب شیعه باشد.
&nbsp;عمرطولانی 
&nbsp;عمرامام جعفرصادق علیه السلام درمیان چهارده معصوم به استثنای امام غایب حضرت مهدی علیه السلام،بیش ازدیگران بوده است. درتاریخ ولادت امام صادق علیه السلام دوقول وجود دارد.نصربن علی هضمّی[1] ثقه الاسلام کلینی رازی [2] وامین الاسلام طبرسی [3]&nbsp; وابوعبدالله محمدبن مکی عاملی [4]&nbsp; وبرخی دیگر [5] ولادت آن حضرت رادرسال 83 ه ق دانسته اند. اما ابوالحسن علی بن عیسی بن ابوالفتح اربلی [6]&nbsp; وصاحب الفصول المهمه [7] ولادت امام درسال 80 ه ق راصحیح ترشمرده وتقویت نموده اند وعلامه مجلسی نیزفقط هردوقول راگزارش نموده است [8].
&nbsp;باتوجه به این که شهادت امام جعفرصادق علیه السلام درسال 148 ه ق بوده است درشهادت امام اختلافی نیست،اگرولادت امام درسال 83 ه ق باشد عمرآن حضرت 65 سال،وبنابرقول به ولادت درسال 80 ه ق نیز68 سال بوده است [9]. درهردوصورت سنّ امام جعفر صادق علیه السلام ازسایرامامان علیهم السلام بیشتراست ،زیراعمر پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم وامام علی علیه السلام 63 وامام حسین علیه السلام وامام سجاد علیه السلام 57 سال بوده است .
&nbsp;درهرحال امام جعفرصادق علیه السلام بزرگ ترین معصوم ازچهارده معصوم علیهم السلام اند وازاین رو&laquo;شیخ الائمه&raquo; نامیده شده اند.این عمرطولانی،زمینه رابرای ایفای نقش بیشتر فراهم نمود چون سنّ زیادتر برای امامان که سراسر تلاش وکوشش اند،آثاراجتماعی وفرهنگی فراوانی دارد.عموم انسان ها درتلاش وفعّالیت تفاوت دارند وامکان داردآثاریک انسان باعمرکوتاه بیش ازدیگران باعمربلند باشد ولی درارتباط باامامان علیهم السلام که همه باتمام استطاعت وتوان دراجرای ماموریت الهی تلاش کرده اند حتی یک روز بیشترنیزمی تواند عامل تاثیرگذاری افزون ترباشد وعمرامام صادق علیه السلام ،پنج سال یا حداقل دو سال بیش ازسایرامامان بوده است. این عمربیشترفرصت بیشتربرای تبیین معارف تشیع دراختیارامام جعفرصادق علیه السلام قرارداده است .
&nbsp;شرایط سیاسی اجتماعی عصرامام صادق علیه السلام 
&nbsp;درعصرامامت امام صادق علیه السلام انتقال قدرت ازبنی امیه به بنی عباس روی داد.جامعه اسلامی باتغییروتحولات سیاسی فراوانی مواجه گردید ودوران بی ثباتی سیاسی وبروزفتنه ها وآشوب ها بود.عصرسقوط امویان وفروپاشی حکومت بنی امیه وظهورعباسیان،بامناقشات سیاسی فراوان ودرگیری ها وکشمکش های درونی زیادی همراه شد.
&nbsp;این شرایط استثنایی وبی نظیر زمینه مناسبی رابرای اقدامات وتلاش های فکری فرهنگی وعلمی امام صادق علیه السلام باحداکثربهره برداری ازاین فرصت طلایی،اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله وسلم ومعارف وحقایق دین اسلام وسنّت های الهی رسول خدا رابرای شیفتگان فرهنگ اسلامی تبیین نمودن واسلام شیعی تقویت وگسترش یافت. پیش ازاین امام سجاد علیه السلام دریک متن عرفانی ونجوای الهی وبازبان دعا،همین راهکار توفیق رابه تصویرکشیده بودند.امام سجادعلیه السلام معطوف شدن انرژی وتوان دشمنان ومشرکان به یکدیگر واشتغال خاطر ورفتارآنان به یکدیگر راعامل انصراف توجه ورفتارآنان ازمسلمانان دانسته اند. درفرازی ازیک دعای صحیفه سجادیه می فرمایند:اللهم اشتغل المشرکین بالمشرکین عن تناول اطراف المسلمین وخذهم بالنقص عن تنقصهم وثبطهم بالفرقه عن الاحتشاد علیهم [10] .خداوندا مشرکان رابامشغول داشتن آنان به یکدیگر ازدست اندازی به مسلمانان بازداروباکاستن ازتعدادشان ازکاستن مسلمانان جلوگیری نما وباپراکنده ساختن وتفرقه میان دشمنان ،آنان راازاجتماع ووحدت ومحاصره شدن مسلمانان بازدار.درفرازی دیگر ازدعای خویش فرموده اند: اللهم فصل علی محمد وآله وخذ ظالمی وعدوی عن ظلمی بقوّتک واقلل حده عنی بقدرتک واجعل له شغلا فیمایلیه وعجزا اعما یناویه[11].خداوندابرمحمد وآل محمد درود فرست وستم کننده ودشمن مراباقدرت خودازستم من بازدار وباتوانایی خود برندگی اوراازمن کم کن وبرای اومشغولیت وکاری که درخور اوست قرارده تاباآن مشغول شده وازمن چشم بپوشد واورادر برابر کسی که بااودشمنی می کند ناتوان گردان ! دراین فرازدعا نیز امام سجاد علیه السلام ازخدامی خواهند که برای دشمنان اهل بیت مشغولیت هایی ایجادکند که با درگیرشدن به آن،ازفکرواراده دشمنی بااهل بیت وپیروان آنان ناتوان ومنصرف گردند.درپایان حکومت امویان وآغازحکومت عباسیان ودوران انتقال قدرت،درگیری های فراوان داخلی دشمنان باهم،آنان راازدرگیری باامام صادق علیه السلام بازداشت.
&nbsp;امویان دراواخرحکومت خویش آن قدرضعیف شده وباهم درگیربودند که نمی توانستند رویاروی امام صادق علیه السلام قراربگیرند وبنی عباس نیزباشعارهمراهی با اهل بیت آمدند ودرآغازازدرگیری صریح وآشکارباامام صادق علیه السلام پرهیزکردند ودراین شرایط امام صادق علیه السلام به زیبایی معارف وحقایق مذهب شیعه رازنده وآشکارنمودند وبااستواروپایدارساختن پایه های اعتقادی وفقهی واخلاقی شیعیان نقش اساسی وانحصاری درتثبیت وتوسعه اسلام راستین وتشیع محمدی ایفانمودند.
&nbsp;دردوران 34 ساله امامت حضرت صادق علیه السلام ،هشام بن عبدالملک وولیدبن یزید بن عبدالملک ویزیدبن ولید بن عبدالملک وابراهیم بن ولید ومروان بن محمدحمار ازامویان وابوالعباس عبدالله بن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس ملقّب به سفاح وبرادرش ابوجعفر ملقب به منصوربه پادشاهی رسیده اند[12]. پادشاهی پنج نفر ازبنی امیه ودوتن ازبنی عباس در این سه دهه وتلاش هریک برای تثبیت موقعیت وقدرت خویش ودرگیری آنان برای نابودی مخالفان دنیوی خود،آنان راازرویارویی همه جانبه باامام صادق علیه السلام ناتوان وعاجزکرد. امام صادق علیه السلام دراین شرایط سیاسی آشفته که دشمنان مشغولیت های درونی فراوانی پیداکردند،آزادی عمل نسبی داشتند وبیش ازسایر امامان علیهم السلام دراقتدارفکری ومعنوی مذهب شیعه گام های بلندبرداشتند وبرهمین اساس مذهب شیعه رامذهب جعفری نامیدند.
&nbsp;شاگردان بسیار 
&nbsp;درعصرامام صادق علیه السلام نهضت بزرگ علمی شیعی شکل گرفت. اصحاب حوزه درسی امام زیادشدند وشاگردان ودانشجویان نخبه وبااستعداد فراوانی دردانشگاه علوم شیعی امام صادق علیه السلام تربیت شدند،به گونه ای که هیچ یک ازامامان علیهم السلام این تعداد شاگردنداشته اند.اسامی افرادی که دردانشگاه امام صادق علیه السلام درمدینه تحصیل کرده اند درکتب رجالی قدما ومعاصران آمده است ،شیخ مفید درباره تعداد این شاگردان نوشته است: فان اصحاب الحدیث قدجمعوا اسماء الرواه عنه من الثقاه علی اختلافهم فی الآراد والمقالات فکانوا اربعه آلاف رجل [13] .اصحاب حدیث ،اسامی راویان مورداعتماد امام صادق علیه السلام رابااختلاف آنان در رای وگفتارشان جمع کرده اند پس آنان چهارهزارتن بوده اند. شیخ طوسی نیزدردوکتاب فهرست ورجال خویش اسامی این دانشمندان شیعی راذکرکرده است.وی درکتاب رجال خود،اسامی 6429 تن ازاصحاب وراویان معصومان علیهم السلام راثبت کرده است 3238 تن ازاین افراد ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام بوده اند که 12 تن ازآنان زن هستند[14] .بنابراین بیش ازنیمی ازاصحاب وراویان دوازده امام که اسامی آنان درکتاب رجال شیخ طوسی آمده است ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام می باشند.
&nbsp;محقق حلی می گوید:روی عنه مایقارب اربعه آلاف رجل [15] .نزدیک به چهرهزارمرد ازامام جعفرصادق علیه السلام روایت کرده اند.ازگزارش های کتاب های رجال وتاریخ برمی آید که درتاریخ اسلام مدرسه ای بزرگ تر ازمدرسه امام جعفرصادق علیه السلام درکثرت طلاب وفراوانی علوم ورشته های تحصیلی که استاد آن یک تن باشد وجودنداشته است[16]. محمد صادق نشات استاد دانشکده آداب قاهره&nbsp; نوشته است: خانه(امام)صادق(علیه السلام)هماننددانشگاه بزرگی بوده است که حکیمان واهل علم درآن موج آفرین شده وایشان به دون توجه به نحله ها ومذهب ها وفرقه ها واهداف آنان،به پرسش های آنان پاسخ داده ومشکلات علمی آنان راحل می کرده است[17].
&nbsp;بنابراین امام صادق علیخه اسللام بیش ازسایرامامان علیهم السلام شاگرداشته اند وباتربیت علمی آنان بیشترین نقش رادرتبلیغ وگسترش فرهنگ شیعی ایفانموده اند. اقدامات علمی وگفتار ورفتاراین اصحاب دانشمند مکتب امام صادق علیه السلام نیزابعاد همین نقش رانشان می دهد.همین نقش برجسته وبی نظیر علمی امام،ازعوامل اشتهار مذهب شیعه به مذهب جعفری است .
&nbsp;داشتن بیشترین حدیث 
&nbsp;دربین امامان شیعه،بیشترین حدیث وروایت ازامام جعفرصادق علیه السلام نقل شده است.شیخ مفید دراین باره می گوید:نقل الناس عنه من العلوم ماسارت به الرکبان وانتشرذکره فی البلدان ولم ینقل من احد من اهل بیته العلماء مانقل عنه ولالقی احدمنهم من اهل الآثارونقله الاخبارولانقلوا عنهم کمانقلوا عن ابی عبدالله علیه السلام[18]. مردم به اندازه ای ازعلوم امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که توشه راه کاروانیان شده ونام امام درشهرها انتشاریافته است ودانشمندان ازاحدی ازاهل بیت امام به اندازه امام حدیث نقل نکرده اند وهیچ یک ازاهل آثار وناقلان اخبار به آن اندازه که ازامام بهره برده اند ازدیگران بهره نبرده اند وازهیچ کس ازآنان به اندازه امام صادق علیه السلام حدیث نقل نکرده اند.
&nbsp;شیخ طبرسی نیزتصریح می کند:لم ینقل عن احد من سائر العلوم مانقل عنه[19] .ازهیچ یک ازامامان،علوم به اندازه امام صادق علیه السلام نقل نشده است. درجای دیگرمی نویسد:ماحفظ عنه وتلقی عنه فی انواع العلوم وفنون الحکم اکثرمن ان تحصی[20] . آن چه درانواع علوم وفنون حکم ازامام جعفرصادق علیه السلام حفظ وروایت شده است بیش ازحدشمارش است.
&nbsp;یکی ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام ،محمدبن مسلم گفته است: سالت اباعبدالله علیه السلام عن سته عشرالف حدیث [21] . از امام جعفرصادق علیه السلام از16 هزارحدیث پرسیدم (وی درواقع گزارش پرسش وپاسخ هایش درقالب حدیث امام راشانزده هزارحدیث می شمارد).
&nbsp;حسن بن علی وشاء ازاصحاب امام رضا علیه السلام گفته است:ادرکت فی هذا المسجد یعنی مسجدالکوفه تسعمأه شیخ کل یقول: حدثنی جعفربن محمد[22]. درمسجد کوفه نهصد پیرمرد عالم رادرک کردم که هرکدام می گفت : جعفربن محمد مراحدیث کرد.
&nbsp;ابان بن تغلب نیزبه تنهایی سی هزارحدیث از امام جعفرصادق علیه السلام نقل کرده است [23].
&nbsp;احمدامین مصری نیزمی گوید: شیعه ازجعفرصادق حدیث زیادی روایت کرده به گونه ای که ازپاسخ های اوبه مسائل گوناگون،چهارصد کتاب که آنها رااصول نامیده اند تصنیف نموده وازهیچ یک ازاهل بیت اوهمانند اوروایت نشده است [24].
&nbsp;عبدالرحمن بن محمدحنفی بسطامی نوشته است: چعفربن محمد ازدحم علی بابه العلماء واقتبس من مشکاه انواره الاصفیاء [25]. علماء بردرخانه جعفربن محمد،ازازدحام گرده واصفیاء ازمشکلات انوارش اقتباس نموده اند.
&nbsp;این ویژگی انحصاری امام ششم که حدیث ایشان بیش ازسایرامامان علیهم السلام درکتب حدیثی شیعه وجوددارد وارهمین احادیث عقاید،اخلاق وفقه شیعه تدوین گردیده است ،یکی ازعوامل انتساب مذهب شیعه به امام جعفرصادق علیه السلام می باشد.
&nbsp;حدیث امام جعفرصادق علیه السلام زیربنای فقه شیعی 
&nbsp;سندومدرک اکثراحکام وقوانین فقهی شیعی حدیث امام جعفرصادق علیه السلام است وشعارحدیثی فقه شیعیان قال الصادق است وهمین واقعیت گویای نقش برجسته امام جعفرصادق علیه السلام دراحیاء وتثبیت ودوام مذهب شیعه بوده است .
&nbsp;روشن است که اخادیث امام صادق علیه السلام درفقه واجتهاد شیعی بیش ازحدیث سایرامامان علیهم السلام نقش دارد.امام خمینی رضوان الله تعالی علیه دراین زمینه نوشته اند:مامفتخریم که کمذهب ماجعفری است وفقه ماکه دریای بی پایان است یکی ازآثاراوست ومامفتخریم به همه ائمه معصومین علیهم السلام ومتعهدبه پیروی آنانیم [26].این نقش تاریخی امام جعفرصادق علیه السلام درتدوین فقه شیعی،عامل شهرت فقه شیعی به فقه جعفری است وبه تبع آن مذهب شیعه مذهب جعفری نامیده شده است.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام ومذاهب چهارگانه اهل سنت 
&nbsp;امامان مذاهب اربعه اهل سنت ازدانشگاه امام جعفرصادق علیه السلام بهره برده وبی واسطه یاباواسطه شاگردان مدرسه امام ششم شیعیان بوده اند. ابن ابی الحدید معتزلی درباره پیوند فقه مسلمانان با علی بن ابی طالب علیه السلام از طریق امام جعفرصادق علیه السلام نوشته است : از علوم اسلامی،علم فقه است وعلی بن ابی طالب علیه السلام اصل واساس آن است وهرفقیهی درجهان اسلام ازفقه اوبهره برده است. اصحاب ابوحنیفه همانندابویوسف ومحمّد وغیرآنها،فقه خودراازابوحنیفه گرفته اند وشافعی نزدمحمدبن حسن درس خوانده است پس فقه اونیزبه ابوحنیفه بازمی گردد.احمدبن حنبل نزدشافعی درس خوانده&nbsp; پس فقه اونیزبه ابوحنیفه می رسد وابوحنیفه نزذ امام جعفرصادق علیه السلام درس خوانده و امام جعفرصادق علیه السلام ازپدرش تابرسد به علی بن ابی طالب علیه السلام فراگرفته است [27].
&nbsp;محمدابوزهره نیزمی گوید: دانشمندان جهان اسلام بااختلاف طائفه های آنان،آن گونه که برفضل امام صادق علیه السلام اجماع دارند برای هیچ کس اتفاق نظر ندارند،دانش اوزیربنای سنت است ودانشمندان معاصر اوازاودرس گرفته اند .دانش مالک وطبقه مالک ازاوست. ابوحنیفه بااین که ازنظرسنی نزدیک به امام جعفرصادق علیه السلام بوده ،درنزد اودرس خوانده است واورادانشمندترین مردم دانسته است[28]. ابوحنیفه ومالک ابن انس بنیانگذاران دومذهب حنفی ومالکی ازشاگردان امام جعفرصادق علیه السلام بوده اند واین حقیقت رابسیاری ازاهل سنت گزارش کرده اند [29].
&nbsp;ابوحنیفه اعلمیت امام صادق علیه السلام رانشان داده وگفته است :جعفربن محمد افقه من رایت[30] جعفربن محمد دانشمندترین وفقیه ترین کسی است که من تاکنون دیده ام . وی درباره نقش دوران تحصیل خویش درنزدذامام جعفرصادق علیه السلام نیزچنین اعتراف نموده است : لولا السنتان لهلک النعمان [31] . اگرآن دوسال نبود نعمان بن ثابت ابوحنیفه هلاک می شد . مالک بن انس نیزگفته است :مارات عین ولاسمعت اذن ولاخطر علی قلب بشرافضل من جعفربن محمدالصادق علما عباده وورعاً [32]. چشمی ندیده،گوشی نشنیده&nbsp; وبردل بشری خطور نکرده بهترازجعفربن محمد دردانش وعبادت وورع! . درجای دیگرمالک ازدوران ارتباط وتحصیل خود درنزدامام صادق علیه السلام چنین یادکرده است:اختلفت الیه زماناً فماکنت اراه الّا علی ثلاث خصال اما مصلّ واما صائم واما یقرأ القرآن ومارأیته یحدث الّا علی طهاره[33].مدتی نزد اورفت وآمد می کردم اوراجز برسه خصلت ندیدم نمازگزار وروزه دار وقاری قرآن وندیدم اوراسخن بگوید جزباطهارت و وضو.
&nbsp;البته این امامان بزرگ اهل سنت، بنیانگذاران مذاهب حنفی،مالکی،شافعی&nbsp; وحنبلی که ازدانش امام جعفرصادق علیه السلام بهره برده اند تنها امام رابزرگ ترین عالم اسلامی جهان معاصر خودشمرده وکسب علم ازآن حضرت رالازم می دانشته اند واعتقادبه عصمت ومرجعیت علمی انحصاری اهل بیت علیهم السلام وشایستگی انحصاری آنان برای خلافت پیامبرنداشته وامام رادارای علم لدنی الهی ومفترض الطاعه نمی شناختند،ازاین رو به خود اجازه تاسیس مذهب فقهی داده ورئیس مذهب شده اند. پیروان اهل بیت نیزمذهب شیعه راجعفری نامیدند تانقش استادی امام صادق علیه السلام برامامان بزرگ اهل سنت،برتری مذهب شیعه رابرمذاهب دیگرنشان داده وتقدم مذهب شیعه جعفری بردیگران راروشن نمایند.
&nbsp;اصرارمخالفان مذهب شیعه 
&nbsp;پیروان اهل بیت علیهم السلام،باتوجه به نقش برجسته امام صادق علیه السلام درمذهب شیعه، این مذهب راجعفری نامیده اند. وبه این نام نیزافتخار می نمایند، امام مخالفان اهل بیت علیهم السلام ومذهب شیعه تلاش کرده اند همواره ازاین مذهب بانام جعفری یادکنند تاازراه این انتساب ،تاسیس مذهب شیعه به امام صادق علیه السلام رامطرح نمایند .می خواهند وانمودکنند جعفری نامیدن مذهب شیعه همانند حنفی نامیده مذهب ابوحنیفه می باشد ومذهب شیعه درعصرامام صادق علیه السلام پدیدآمده است . تلاش کرده اند باجعفری نامیدن مذهب شیعه چنین تلقین کنندکه پیدایش مذهب شیعه دردوران پس ازرحلت پیامبراسلام بوده است. درواقع درنام جعفری برای مذهب شیعه،پیوند این مذهب باوحی الهی وحدیث پیامبررا نفی&nbsp; می کنند. می خواهند ریشه داربودن مذهب شیعه درصدراسلام فراموش گرددوتاریخ ولادت این مذهب نیزهمانند مذاهب حنفی ،مالکی،شافعی، وحنبلی ،قرن دوم وسوم شمرده شود. دانشمندان شیعه باید باهوشیاری ضمن افتخاربه جعفری بودن،تاسیس مذهب شیعه توسط پیامبر خدارایادآوری واثبات نموده وحقانیت امین مذهب راآشکارنمایند .
&nbsp;مناظرات امام دردفاع ازمذهب شیعه دربرابر فرقه های دیگر 
&nbsp;درعصر امام جعفرصادق علیه السلام ،جریان های اعتقادی غیراسلامی وفرقه های اسلامی درتکاپوی تبلیغ علیه مذهب شیعه برآمدند و امام جعفرصادق علیه السلام همواره ازاسلام شیعی واسلام راستین دفاع کرده وحقایق آن راتبیین نموده اند.گفتگوها ومناظرات فراوان امام صادق علیه السلام باافراد وجریان های معاصرخویش نیز،نقش موثری درپاسداری ازمذهب شیعه دربرابرامواج اقدامات دشمنان داشت.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام دربرابرموج الحادی بی سابقه ملحدانی نظیرابن ابی العوجا وابوشاکر دیصانی وعبدالله بن مقفع وعبدالملک بصری وآرای فلسفی&nbsp; کلامی وفقهی جدیدی که نابودی اساس &nbsp;اسلام شیعی راپی گیری می کرد ایستادگی کردند وباپاسخ های علمی به منحرفان درراستای بقا ودوام مذهب شیعه گام های بلندی برداشتند[34].محمدابوزهره دراین زمینه نوشته است: مناظرات امام جعفرصادق علیه السلام شهرت یافت به گونه ای که درمیان علماء منبع معرفت ومرجع علمی درپاسخ به معضلات وپرسش های زندیقان وتوجیهات آنان گردید،زندیقانی که شک وتردید درهمه چیزایجادمی کردند وگردوغباردراطراف حقایق دین اسلام پاشیدند[35]. این مناظرات امام ومنحرفان فراوان است ودرکتاب های تاریخ امامت ومنابع حدیثی وجوددارد[36] وگواه نقش علمی امام جعفرصادق علیه السلام درتثبیت رسالت پیامبراسلام وسنت های نبوی وآیین تشیع است.
&nbsp;منشا شیعه جعفری درکلام امام صادق علیه السلام 
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام برای شاگردان خویش آموزش شیعه شناسی داشته اند واصول وفروع مذهب شیعه رابیان نموده اند.بارهاباتعبیرهای شیعه الله[37] وشیعه آل محمد وآل رسول الله [38] وشیعتنا [39] وشیعه علی علیه السلام [40] اصل واصول شیعه رانشان داده وآشکارنموده اند.بنابراین براساس احادیث امام جعفرصادق علیه السلام مذهب شیعه پیش ازعصرامامت ایشان درصدراسلام ایجادشده است وموسس وبنیانگذارآن حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده اند .
&nbsp;مفضل نقل کرده که امام جعفرصادق علیه السلام فرمودند:انماشیعه علی علیه السلام من عفّ بطنه وفرجه واشتد جهاده وعمل لخالقه و رجاثوابه وخاف عقابه فاذارایت اولئک فاولئک شیعه جعفر[41]. شیعه علی تنها کسی است که شکم وشهوتش راازحرام پاک نگهدارد وتلاشگری سخت کوش است وبرای آفریننده اش (خدا)کارکرده ودرامید ثواب خدا است وازعقاب خدا می ترسد زمانی که این چنین انسان هایی رادیدی آنان شیعه جعفری می باشند. دراین جدیث ریشه شیعه جعفری،شیعه علوی قرارگرفته وشیعه علی اصل وشیعه جعفر فرع معرفی گردیده است. درواقع درون این حدیث، امام جعفرصادق علیه السلام پیوندبنیادی مذهب جعفری بامذهب شیعه علی رابیان نموده وتاسیس وطهور مذهب شیعه درصدراسلام ووجودآن در عصرامام علی علیه السلام رایادآوری فرموده اند.بنابراین تنها به دلیل نقش اساسی امام جعفرصادق علیه السلام درپایداری تشیع،این مذهب راجعفری نامیده اند واین نامگذاری به هیچ وجه تاسیس مذهب توسط امام جعفرصادق علیه السلام رانمی رساند وارتباطی بانام موسس ندارد وفقط درراستای ستایش ازنام احیاگر مذهب شیعه به کاررفته است .
&nbsp;احترام وستایش 
&nbsp;ویژگی های انحصاری شخصیت الهی امام جعفرصادق علیه السلام وشرایط زمانی ومکانی حیات وامامت آن حضرت زمینه رابرای نقش انحصاری امام دراحیاء،تثبیت ،پایداری&nbsp; وپیشرفت مذهب شیعه محمدی صلی الله علیه وآله وسلم فراهم نمود وبنابراین امام جعفرصادق علیه السلام بیش ازسایرامامان علیهم السلام دراستحکام واستواری زیربنا وپایه های مذهب شیعه نقش داشته اند.این امتیازات امام جعفرصادق علیه السلام ،شیعیان راواداشت که برای احترام وستایش وسپاسگذاری از امام جعفرصادق علیه السلام مذهب شیعه رامذهب جعفری بنامند. محمدرضا حکیمی احترام وتقدیرازمقام والای امام جعفرصادق علیه السلام درانتشار مذهب شیعه راعامل شهرت ونامگذاری مذهب شیعه به جعفری شمرده است [42].
&nbsp;مبدا حدیث امام جعفرصادق علیه السلام حدیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم 
&nbsp;دانش همه امامان علیهم السلام یکسان وازیک منبع است . معصومان علیهم السلام علم الهی&nbsp; وعلم لدنّی دارند وسرچشمه علم آنان وحی الهی برپیامبرخدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. اصرار امام جعفرصادق علیه السلام درتبیین هویت ومنشا الهی تشیع وارتباط وپیوندآن باپیامبراسلام وامام علی علیه السلام برای نفی تهمت بدعتگذاری وایجاد مذهب جدیدتوسط امام جعفرصادق علیه السلام است.اگرکسی ازجعفری نامیدن مذهب شیعه،بنیانگذاری وایجادمذهب شیعه در زمان امام جعفرصادق علیه السلام را اراده کند نه تنها مقام ودرجه امام رابالانبرده است بلکه به امام ومذهب شیعه اهانت کرده است. چون امام جعفرصادق علیه السلام راآوردنده چیزی می شمارد که پیامبرنیاورده است واین بی حرمتی به امام معصوم است ومذهب شیعه رابی ریشه درعصررسالت وایجاد شده درقرن دوم هجری معرفی می نماید که تغییر واقعیت وتحریف تاریخ پیایش مذهب شیعه است . عزت،کرامت وافتخار امام جعفرصادق علیه السلام درارتباط باپیامبرخداصلی الله علیه وآله وسلم است. امام معصوم برگزیده خدا است که توسط پیامبروامامان پیشین معرفی شده است.بنابراین کلام امام،کلام رسول الله است ورسالت امام تبیین کلام پیامبرخدا است .
&nbsp;محمدحلبی گفته است امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: کان علیّ یعلم کل مایعلم رسول الله ولم یعلّم الله رسوله شیئا الّا وقدعلّمه رسول الله امیرالمومنین [43]. علی علیه السلام می دانست هرچه رارسول خدامی دانست وخداچیزی به پیامبرش یادنداد مگراین که رسول الله به امیرالمومنین یادداد.
&nbsp;از امام جعفرصادق علیه السلام سوال شد:انت اعلم ام ابوک؟ شمادانانترید یاپدرتان؟ امام پاسخ فرمود: ابی اعلم منی وعلم ابی لی [44]. پدرم ازمن داناتر بود ودانش پدرم برای من است.
&nbsp;سدیرصدفی گفته است امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: نحن تراجمه وحی الله ونحن خزّان علم الله [45]. ماترجمان وحی خدا وخازنان علم خداهستیم! .
&nbsp;یونس بن عنبسه گفته است مردی از امام جعفرصادق علیه السلام سوالی کرد وامام پاسخ دادند ،اودرپاسخ امام تردید کردوامام به اوفرمود: مهمااجبتک فیه لشی فهو عن رسول الله لسنا نقول براینا من شی[46]. هرآن چه درباره چیزی به توپاسخ دادم پس آن ازرسول خدا است وما براساس رای خودچیزی نمی گوییم.
&nbsp;داوودبن ابی یزید وحول گفته است شنیدم امام جعفرصادق علیه السلام فرمود:انالوکنانفتی الناس براینا وهوانا،لکنّا من الهالکین ولکنّها اثارمن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم اصل علم نتوارثها کابرعن کابرعن کابرنکنزها کما یکنزالناس ذهبهم وفضتهم [47].اگرمابارأی خویش به مردم فتوی دهیم ازهلاک شدگان خواهیم بود وریشه دانش واصل علمی ازرسول خدا صادرشده،ماآن رابزرگی ازبزرگی ازبزرگی ارث می بریم وهمانطور که مردم طلا ونقره شان رادرگنج نگه می دارند،نگه می داریم .
&nbsp;محمدبن شریح نیزگفته است شنیدم امام جعفرصادق علیه السلام فرمود: والله لولا انّ الله فرض ولایتنا ومودّتنا وقرابتنا ماادخلناکم بیوتنا ولا اوقفناکم علی ابوابنا والله مانقول باهوائنا ولانقول براینا الّا ماقال ربّنا[48]. به خداسوگند اگرخداوند ولایت ومودّت وقرابت مارابرمردم واجب نگردانده بود هرگز شمارابه خانه های مان دعوت ووارد نمی کردیم وشمارابه درگاه خانه هایمان فرانمی خواندیم وبه خداسوگند ماهیچ چیزبا هواهای خویش ورأی مان نمی گوییم مگرآنچه پروردگارمان گفته است .
&nbsp;حرت به امام جعفرصادق علیه السلام عرض کرد:ازدانش تان به من خبردهید! امام فرمود: وراثه عن رسول الله ومن علی بن ابی طالب .میراث ازپیامبرخدا وعلی بن ابی طالب![49]
&nbsp;مطابق بیان امام جعفرصادق علیه السلام منشا دانش امام خداوند وپیامبرخدا ووصی پیامبر خداعلی بن ابی طالب است. وامام ترجمان وحی خدا وخزانه دار علم خدامی باشد.ریشه واصل علم امام جعفرصادق علیه السلام،پروردگارجهانیان وعلم رسول خدااست وامام براساس گنجینه میراث دانش بی پایان الهی علم پیامبرسخن می گوید.
&nbsp;امام جعفرصادق علیه السلام به صراحت هرگونه سخن گفتن ازروی هوای نفس وبه رای خویش رانفی کرده اند. بنابراین هرچه امام جعفرصادق علیه السلام برای مردم جهان ومسلمانان وشیعیان آورده اند ازسوی خداوند متعال وپیامبراسلام وامامان پیشین بوده است و&laquo;مذهب جعفری&raquo;هرچه به بشریت داده است ازسوی &laquo;پیامبرخدا&raquo;است ومنشا&laquo;مذهب جعفری&raquo; خداوپیامبر است. &laquo;مذهب جعفری&raquo; تبیین مجدّّد اسلام راستین و&laquo;تشیع محمدی وعلوی&raquo;درعصر امام جعفرصادق علیه السلام است . درحقیقت امام جعفرصادق علیه السلام به روشنی اتهام هرگونه بدعت دردین راانکارکرده وخداوپیامبرراالهام بخش علم خویش ومبدا مذهب جعفری دانسته اند.
&nbsp;به تعبیر دیگر،گویا امام جعفرصادق علیه السلام دراین رهنمودهای خویش بارها به مردم هشدارداده اند که هیچ نقشی درتاسیس وایجاد مذهب نداشته اند بلکه خدا وپیامبرخدا بنیانگذار مذهب شیعه جعفری بوده اند وایشان تنها مذهب رازنده وتقویت کرده وتثبیت نموده وگسترش داده اند وازآن پاسداری نموده اند.
&nbsp;نتیجه 
&nbsp;بادقت درپیشینه ی مذهب شیعه جعفری درعصررسالت وتوجه به سخنان محکم امام جعفرصادق علیه السلام درتبیین هویت مذهب شیعه وتاریخ وصفات وفضایل آن وباالهام گرفتن ازتاکید امام برنفی بدعت ورأی شخصی واصرارامام برپیوندبنیادی کلام وراه خویش باخدا وکلام پیامبرخدا،وبابررسی تاریخ زندگانی امام جعفرصادق علیه السلام وویژگی های فردی وتاریخ سیاسی معاصرامام،چرایی نام گذاری مذهب شیعه به مذهب جعفری روشن می شود.
&nbsp;ادعای ایجاد وتاسیس مذهب شیعه درزمان امام جعفرصادق علیه السلام پاسخ درستی برای این چرایی نیست چون امام جعفرصادق علیه السلام هیچ نقشی دربنیانگذاری،ایجادوتاسیس مذهب نداشته اند بلکه همواره کوشش کرده اند این اتهام رادفع کنند.خودامام بارها به صراحت خداورسول خدارااصل سخنان خویش معرفی نموده اند ونه تنها هیچ ادعایی درتاسیس ندارند بلکه بارها آن راانکارنموده اند.رئیس اصلی وبنیانگذار مذهب شیعه خداوپیامبرخدابوده اند ومذهب شیعه همان اسلام راستین وجریان اصلی اسلام حقیقی است وبه کاربردن رئیس مذهب برای امام جعفرصادق علیه السلام وجعفری نامیدن مذهب شیعه هیچ ارتباطی باتاسیس وپیدایش مذهب شیعه ندارد بلکه براساس نقش فراوان وانحصاری امام جعفرصادق علیه السلام دراحیای،تقویت،تثبیت وپایداری مذهب شیعه است.تقدیروتحلیل ازنقش برجسته امام جعفرصادق علیه السلام واحترام وسپاسگذاری اززحمات فراوان امام دردفاع ازمذهب شیعه عامل اساسی تعریف مذهب شیعه به مذهب جعفری بوده وهست .
&nbsp;[1] &nbsp;ـ تاریخ اهل بیت علیهم السلام نقلاً عن الائمه الباقروالصادق والرضا والعسکری عن ابائهم&nbsp; علیهم السلام ،ص96
&nbsp; [2] ـ الکافی،ج1،ص472
&nbsp;[3] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص226
&nbsp;[4] &nbsp;ـ الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه،کتاب المزار،ص153
&nbsp;[5] &nbsp;ـ مصباح کفعمی،ص523*روضه الواعظین،ص253 *المناقب،ج3،ص399.
&nbsp;[6] &nbsp;ـ کشف الغمه فی معرفه الائمه علیهم السلام،ج2،ص367.
&nbsp;[7] &nbsp;ـ الفصول المهمه،ص208 وص216
&nbsp;[8] &nbsp;ـ بحاراالانوارالجامعه لدرراخبارالائمه الاطهار علیهم السلام،ج47،ص1 تاص8
&nbsp;[9] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص409
&nbsp;[10] &nbsp;ـ صحیفه سجادیه،دعای 27،فراز10
&nbsp;[11] &nbsp;ـ صحیفه سجادیه،دعای 14 ،فراز6
&nbsp;[12] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص266*بحارالانوار،ج47،ص162 تاص212 * ائمتنا،ج1،ص408
&nbsp;[13] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص173
&nbsp;[14] &nbsp;ـ رجال الطوسی،متن کتاب ازآغازتاپایان به ویژه لزص142 تاص342.
&nbsp;[15] &nbsp;ـ المعتبر،ص 121.
&nbsp;[16] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص426
&nbsp;[17] &nbsp;ـ اشعه من حیاه الصادق،ج3،ص58*ائمتنا،ج1،ص420
&nbsp;[18] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص173 * الاختصاص،ص118
&nbsp;[19] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص276
&nbsp;[20] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص283
&nbsp;[21] &nbsp;ـ الاختصاص،ص201
&nbsp;[22] &nbsp;ـ&nbsp; ضحی الاسلام،ج3،ص263 *ائمتنا،ج1،ص423
&nbsp;[23] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص443
&nbsp;[24] &nbsp;ـ ضحی الاسلام،ج3،ص263 *ائمتنا،ج1،ص423
&nbsp;[25] &nbsp;ـ مناهج التوسل،ص106
&nbsp;[26] &nbsp;ـ صحیفه نور،ج21 ،ص135 وص171
&nbsp;[27] &nbsp;ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی،ج1،ص18
&nbsp;[28] &nbsp;ـ الامام الصادق،ص66
&nbsp;[29] &nbsp;ـ خیرالدین زرکلی، درالاعلام،ج2،ص121*سامی درقاموس الاعلام،ج2،ص182 *محمدخضری در التشریع الاسلامی،ص263*عبدالله شبراوی شافعی درالاتحاف یجب الاشراف،ص54*محمودبن وهیب بغدادی حنفی درجوهره الکلام،ص118*ابن حجر هیثمی درالصواعق المحرقه،ص199*تهذیب التهذیب،ج8،ص7وص516.
&nbsp;[30] &nbsp;ـ النجوم الظاهره،ج2،ص9*مختصرالتحفه الاثنی عشریه ،ص8 *ائمتنا،ج1،ص422 *حضرت صادق علیه السلام،ص19 *جامع مسانید ابی حنیفه ،ج1،ص222.
&nbsp;[31] &nbsp;ـ مختصرالتحفه الاثنی عشریه،ص186 *ائمتنا،ج1،ص424
&nbsp;[32] &nbsp;ـ تهذیب التهذیب،ج2،ص104*مناقب ابن شهرآشوب ،ص&nbsp; * حضرت صادق علیه السلام،ص19*بحارالانوار،ج47،ص20 *حیاه الامام الصادق،ص17*الامام الصادق والمذاهب الاربعه،ج4،ص9.
&nbsp;[33] &nbsp;ـ تهذیب التهذیب،ج2،ص104وص105*بحارالانوار،ج47،ص16.
&nbsp;[34] &nbsp;ـ ائمتنا،ج1،ص456
&nbsp;[35] &nbsp;ـ الامام الصادق،ص19
&nbsp;[36] &nbsp;ـ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2،ص184 تاص200*بحارالانوار،ج47،ص213تاص240
&nbsp;[37] &nbsp;ـ فضائل الشیعه،ص8وص9
&nbsp;[38] &nbsp;ـ الکافی،ج8،ص80 *بحارالانوار،ج78،ص266
&nbsp;[39] &nbsp;ـ الکافی،ج2،ص239 وج8 ،ص268 وص315 * فضائل الشیعه،ص13 وص14 *بحارالانوار،ج68،ص24 وص164 وص186 وج69 ،ص9 *بشاره المصطفی لشیعه المرتضی،ص222
&nbsp;[40] &nbsp;ـ الکافی ،ج8،ص260*کمال الدین وتمام النعمه،ص340 *فضائل الشیعه،ص14 وص15*بحارالانوار،ج68،ص27 وص40 وص41 *المحجه فیمانزل فی القائم الحجه،ص16وص97
&nbsp;[41] &nbsp;ـ الکافی،ج2،ص233*فضائل الشیعه،ص53*بحارالانوار،ج68،ص187
&nbsp;42] &nbsp;ـ حماسه غدیر،ص167وص168
&nbsp;[43] &nbsp;ـ بصائرالدرجات،ص292
&nbsp;[44] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص283.
&nbsp;[45] &nbsp;ـ اعلام الوری باعلام الهدی،ص277.
&nbsp;[46] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص301
&nbsp;[47] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص300
&nbsp;[48] &nbsp;ـ بصائرالدرجات ،ص300
&nbsp;[49] &nbsp;ـ بصائرالدرجات، ص327
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگی نامه امام حسین (ع)</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/زندگی-نامه-امام-حسین-ع</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/زندگی-نامه-امام-حسین-ع</guid>

<description><![CDATA[
دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود. 

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي&nbsp; موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . 
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي&nbsp; کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.

&nbsp;  
حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علي (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري&nbsp; و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوي&nbsp; خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. 
انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:



&nbsp;
&nbsp;



دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود. 


چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي&nbsp; موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . 
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي&nbsp; کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.

&nbsp;  
حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علي (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري&nbsp; و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوي&nbsp; خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. 
انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود: 
بارها رسول گرامي حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را، (10) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي&nbsp; خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است . 
عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامي&nbsp; اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (12) حسينم   
حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپري شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقاي پروردگار شتافت ، مدت سي سال با پدر زيست . پدري که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگي&nbsp; نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدري که در زمان حکومتش لحظه اي او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالي که حضرت علي (ع ) متصدي خلافت ظاهري شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهاي&nbsp; "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (13) داشت . حتي گاهي در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آي ....   
امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علي (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبري شيعيان به حسن بن علي (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحي محمدي و ولايت علوي بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتي بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهاي برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويي&nbsp; نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوي&nbsp; معاويه بشکند و سزاي ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولي امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشي فراخواند، امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بياني رسا و کوبنده خاموشش ساخت .
  
امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علي (ع ) امامت و رهبري شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبري جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامي&nbsp; و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالي مخرب به سختي رنج مي برد، ولي نمي توانست دستي فراز آورد و قدرتي فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامي پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعي مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگي قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدي به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه اي گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهاي بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهي محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثري خواهد نمود. و در تمام طول مدتي&nbsp; که معاويه از مردم براي ولايت عهدي يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدي او را نپذيرفت و حتي گاهي&nbsp; (16) سخناني&nbsp; تند به معاويه گفت و يا نامه اي کوبنده براي او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن براي يزيد، به او اصراري نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...   
قيام حسيني
يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامي تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و براي اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد براي نامداران و شخصيتهاي اسلامي پيامي بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه اي به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که براي من از حسين (ع ) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل (17) يزيد آن گاه که افرادي چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاک که حتي&nbsp; ظاهر اسلام را هم مراعات نمي کند) بر مسند حکومت اسلامي بنشيند، بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروي اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفي از مدينه به سوي مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از امام حسين (ع ) که در مکه بسر مي برد دعوت کردند تا به سوي آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموي خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفي را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اي روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه اي&nbsp; به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوري امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبي مي شناخت ، و بي وفايي&nbsp; و بي ديني شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد کرد، و ليکن براي اتمام حجت و اجراي اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوي کوفه حرکت کند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعني روزي&nbsp; که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزي با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است .
يزيد که حرکت مسلم را به سوي کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت بني اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويي و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايي با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگي دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بي ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايي رسيد که عده اي از همان کساني که براي امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبي که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتي که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهي به اشاره ، گاهي به اعلان مي داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامي يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهي از منکر و ايستادگي در برابر ظلم و ستمگري است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدي هدفي ندارم . 
و اين مأموريتي بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتي اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيري خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامي (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علي (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتي در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به (19) رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت مي دانست که آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولي او کسي نبود که در برابر دستور آسماني&nbsp; و فرمان خدا براي جان خود ارزشي قائل باشد، يا از اسارت خانواده اش واهمه اي&nbsp; به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدي خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدري در اجتماع اسلامي مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علي (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مي فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته (20) و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد. و لذا در بعضي از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين که فرزند علي&nbsp; بن ابي طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد.
باري امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللي در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره اي درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهاي گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهاي&nbsp; گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بني اميه و بني اميه از اسلام جداست .  راستي هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاي او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا اسلامي که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستي نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند، و پرده زيباي&nbsp; فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بني اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريکه اي که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسيني را تکميل کرد، طوفاني&nbsp; در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستي و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهاي طلايي و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشي&nbsp; ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشي&nbsp; و عزاداري محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنايتي خاص داشتند.  
غير از اين که خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداري و محزون بودن براي آن بزرگوار، گفتارهاي متعددي ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزي به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاري در سوگواري حسين براي ما بخوان . وقتي شروع به خواندن نمودم صداي گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان که صداي گريه از خانه برخاست . 
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبي بيان فرمود و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بي تابي کردن در هيچ مصيبتي شايسته (22) نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، که ثواب و جزايي گرانمايه دارد. 
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکي از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايماني که (23) به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد. 
امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال . (24) همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است . 
زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويي&nbsp; روح را به سوي ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداري و گريه بر مصايب حسين بن علي (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياري والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداکاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسيني به فراموشي مي گرايد.
  
اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهي&nbsp; اجمالي به 56سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي&nbsp; حسين (ع )، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامني&nbsp; و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروري&nbsp; کوتاه به زواياي زندگاني آن عزيز، که پيش روي ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري&nbsp; و حتي در آخرين شب (25) داشت . گاهي در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت .
زندگي دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداي خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعاي زياد و استغفار را دوست دارم&nbsp; (27) حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "کان الحسين رضي الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال (28) الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه کارهاي پسنديده را انجام مي داد. 
شخصيت حسين بن علي&nbsp; (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتي با برادرش امام مجتبي (ع ) پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به (29) احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي که جامعه براي&nbsp; حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگي&nbsp; مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را براي او خلوت نمي کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعي اوست ، بخوانيم :
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي&nbsp; مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمي دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد.  
آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايي گرمي&nbsp; (31) هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعي&nbsp; مي گويد: "چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، فرمود اين پينه ها اثر کيسه هاي&nbsp; غذايي است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه (32) زنهاي&nbsp; شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد.
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين جا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که همه نوع وسايل شهوتراني و کام جويي و کامروايي از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوي شوهردار عفيفي دوخته بود.
پدرش معاويه به جاي اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده اي&nbsp; نشان دهد، با حيله گري&nbsp; و دروغ پردازي و فريبکاري ، مقدماتي فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علي (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکي از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدي و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه اي قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندي خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستاني شد که در مفاخر آل علي (ع ) و دناءت و ستمگري بني اميه ، براي هميشه در تاريخ به يادگار (33) ماند. 
علائلي در کتاب "سمو المعني " مي نويسد: 
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتي&nbsp; عظمت و بزرگي خويش را جهان گير ساخته اند، يکي در شجاعت ، ديگري در زهد، آن ديگري در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگي امام حسين (ع ) حجم عظيمي است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه (34) والاييها و فرازمنديها است .
&nbsp;آري ، مردي که وارث بي کرانگي&nbsp; نبوت محمدي است ، مردي که وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي&nbsp; (ع ) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهاي خدايي نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايي&nbsp; مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهاي انسان را ارجمند نمود.
 پي نوشتها:  در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگري هم گفته شده است ، ولي&nbsp; (1) ما قول مشهور بين شيعه را نقل کرديم . ر. به . ک . اعلام الوري طبرسي ، ص .213 احتمال دارد منظور از اسما، دختر يزيد بن سکن انصاري باشد. ر. به . ک . اعيان (2) الشيعه ، جزء ,11 ص .167 امالي شيخ طوسي ، ج 1، ص .377 (3) شبر بر وزن حسن ، و شبير بر وزن حسين ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4) بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام ناميده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 اين سه کلمه در زبان عبري همان معني را دارد که حسن و حسين و محسن در زبان عربي دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60 معاني الاخبار، ص .57 (5) در منابع اسلامي درباره عقيقه سفارش فراوان شده و براي سلامتي فرزند بسيار (6) مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشيعه ، ج ,15 ص 143به بعد. کافي ، ج 6، ص .33 (7) مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152 (8) سنن ترمذي ، ج 5، ص .323 (9) ذخائر العقبي ، ص .122 (10) الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11) سنن ترمذي ، ج 5، ص 324- در اين قسمت رواياتي که در کتابهاي اهل تسنن آمده (12) است نقل شد تا براي آنها هم سنديت داشته باشد. الاصابه ، ج 1، ص .333 (13) تذکرة الخواص ابن جوزي ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضي از (14) مورخين گفته اند اين موضوع تقريبا در سن ده سالگي امام حسين (ع ) اتفاق افتاده است . ارشاد مفيد، ص .173 (15) رجال کشي ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16) مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17) روز هشتم ماه ذيحجه مستحب است که حاجيها به "مني " بروند، و در آن زمان به (18) اين حکم استحبابي عمل مي کردند، ولي در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم يکسره به عرفات مي روند. کامل الزيارات ، ص 68به بعد - مشير الاحزان ، ص 9. (19) لهوف ، ص .53 (20) کامل الزيارات ، ص .105 (21) کامل الزيارات ، ص .101 (22) کامل الزيارات ، ص .121 (23) کامل الزيارات ، ص .147 (24) عقد الفريد، ج 3، ص .143 (25) ارشاد مفيد، ص .214 (26) مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27) اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28) ذکري&nbsp; الحسين ، ج 1، ص ,152 به نقل از رياض الجنان ، چاپ بمبک ي ، ص 241- (29) انساب الاشراف . سوره نحل ، آيه .22 (30) تفسير عياشي ، ج 2، ص .257 (31) مناقب ، ج 2، ص .222 (32) الامامة والسياسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33) از کتاب سمو المعني ، ص 104به بعد، نقل به معني شده است . (34)



]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگی نامه امام سجاد علیه السلام</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/زندگی-نامه-امام-سجاد-علیه-السلام</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/زندگی-نامه-امام-سجاد-علیه-السلام</guid>

<description><![CDATA[
.حضرت سجاد ( ع )  &nbsp; 2.پيام خون و شهادت  &nbsp; 3.امام سجاد ( ع ) در دمشق &nbsp; 4.حرکت به مدينه  &nbsp; 5.صحيفه سجاديه  &nbsp;
حضرت سجاد ( ع )  نام معصوم ششم علی&nbsp;( ع ) است . وی&nbsp;فرزند حسين بن علی&nbsp;بن ابيطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد . امام سجاد در سال 38هجری&nbsp;در مدينه ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی&nbsp;به علت بيماری&nbsp; و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای&nbsp;که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی&nbsp;اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی&nbsp;امامت و ولايت گردد . اين بيماری&nbsp;موقت چند روزی&nbsp; بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری&nbsp;شد . سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری&nbsp;که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی&nbsp;بوده است . آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود ، بهره برداری&nbsp;از اين قيام و حماسه بی&nbsp;نظير و نشر پيام شهادت حسين ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زينب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی&nbsp;نظير در جهان آن رو فرياد کردند . فريادی&nbsp;که طنين آن قرنهاست باقی&nbsp;مانده و - برای&nbsp;هميشه - جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظيم و بی&nbsp;مانندش پر از شور حماسی&nbsp;و وفا و صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد ، اما مأموريت حضرت سجاد ( ع ) و زينب کبری&nbsp;( س ) از آن زمان آغاز شد . اهل بيت اسير را از 


1.حضرت سجاد ( ع )  &nbsp; 2.پيام خون و شهادت  &nbsp; 3.امام سجاد ( ع ) در دمشق &nbsp; 4.حرکت به مدينه  &nbsp; 5.صحيفه سجاديه  &nbsp;
حضرت سجاد ( ع )  نام معصوم ششم علی&nbsp;( ع ) است . وی&nbsp;فرزند حسين بن علی&nbsp;بن ابيطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد . امام سجاد در سال 38هجری&nbsp;در مدينه ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی&nbsp;به علت بيماری&nbsp; و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای&nbsp;که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی&nbsp;اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی&nbsp;امامت و ولايت گردد . اين بيماری&nbsp;موقت چند روزی&nbsp; بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری&nbsp;شد . سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری&nbsp;که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی&nbsp;بوده است . آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود ، بهره برداری&nbsp;از اين قيام و حماسه بی&nbsp;نظير و نشر پيام شهادت حسين ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زينب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی&nbsp;نظير در جهان آن رو فرياد کردند . فريادی&nbsp;که طنين آن قرنهاست باقی&nbsp;مانده و - برای&nbsp;هميشه - جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظيم و بی&nbsp;مانندش پر از شور حماسی&nbsp;و وفا و صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد ، اما مأموريت حضرت سجاد ( ع ) و زينب کبری&nbsp;( س ) از آن زمان آغاز شد . اهل بيت اسير را از قتلگاه عشق و راهيان به سوی&nbsp; "الله " و از کنار نعشهای&nbsp;پاره پاره به خون خفته جدا کردند . حضرت سجاد ( ع ) را در حال بيماری&nbsp;بر شتری&nbsp;بی&nbsp;هودج سوار کردند و دو پای&nbsp; حضرتش را از زير شکم آن حيوان به زنجير بستند . ساير اسيران را نيز بر شتران سوار کرده ، روانه کوفه نمودند . کوفه ای&nbsp;که در زير سنگينی&nbsp;و خفقان حاکم بر آن بهت زده بر جای&nbsp; مانده بود و جرأت نفس کشيدن نداشت ، زيرا ابن زياد دستور داده بود رؤسای&nbsp;قبايل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند . در چنين حالتی&nbsp;دستور داد سرهای&nbsp;مقدس شهدا را بين سرکردگان قبايلی&nbsp;که در کربلا بودند تقسيم و سر امام شهيد حضرت ابا عبد الله الحسين را در جلو کاروان حمل کنند . بدين صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند . عبيد الله زياد مي خواست وحشتی&nbsp;در مردم ايجاد کند و اين فتح نمايان خود را به چشم مردم آورد . با اين تدبيرهای&nbsp;امنيتی&nbsp;چه شد که نتوانستند جلو بيانات آتشين و پيام کوبنده زن پولادين تاريخ حضرت زينب ( س ) را بگيرند ؟ گويی&nbsp;مردم کوفه تازه از خواب بيدار شده و دريافته اند که اين اسيران ، اولاد علی&nbsp;( ع ) و فرزندان پيغمبر اسلام ( ص ) مي باشند که مردانشان در کربلا نزديک کوفه به شمشير بيداد کشته شده اند . همهمه از مردم برخاست و کم کم تبديل به گريه شد . حضرت سجاد ( ع ) در حال اسارت و خستگی&nbsp;و بيماری&nbsp;به مردم نگريست و فرمود : اينان بر ما مي گريند ؟ پس عزيزان ما را چه کسی&nbsp;کشته است ؟ زينب خواهر حسين ( ع ) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای&nbsp;خداوند متعال و درود بر پيامبر گرانقدرش ، حضرت محمد ( ص ) فرمود : "... ای&nbsp;اهل کوفه ، ای&nbsp;حيلت گران و مکرانديشان و غداران ، هرگز اين گريه های&nbsp;شما را سکون مباد . مثل شما ، مثل زنی&nbsp;است که از بامداد تا شام رشته خويش مي تابيد و از شام تا صبح به دست خود بازمي گشاد . هشدار که بنای&nbsp;ايمان بر مکر و نيرنگ نهاده ايد ..." . سپس حضرت زينب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت : "همانا دامان شخصيت خود را با عاری&nbsp;و ننگی&nbsp;بزرگ آلود کرديد که هرگز تا قيامت اين آلودگی&nbsp;را از خود نتوانيد دور کرد . خواری&nbsp;و ذلت بر شما باد . مگر نمي دانيد کدام جگرگوشه از رسول الله ( ص ) را بشکافتيد ، و چه عهد و پيمان که بشکستيد ، و بزرگان عترت و آزادگان ذريه او را به اسيری&nbsp; برديد ، و خون پاک او به ناحق ريختيد ..." . مردم کوفه آنچنان ساکت و آرام شدند که گويی&nbsp;مرغ بر سر آنها نشسته ! سخنان کوبنده زينب ( ع ) که گويا از حلقوم پاک علی&nbsp;( ع ) خارج مي شد ، مردم بی&nbsp;وفای&nbsp;کوفه را دچار بهت و حيرت کرد . شگفتا اين صدای&nbsp;علی&nbsp;( ع ) است که گويا در فضای&nbsp; کوفه طنين انداز است ... . امام سجاد ( ع ) عمه اش را امر به سکوت فرمود . ابن زياد دستور داد امام سجاد ( ع ) و زينب کبری&nbsp;و ساير اسيران را به مجلس وی&nbsp;آوردند ، و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسين ( ع ) و اسيران کربلا به حد اعلا رسانيد ، و آنچه در چنته دناءت و رذالت داشت نشان داد ، و آنچه لازمه پستی&nbsp;ذاتش بود آشکار نمود .
پيام خون و شهادت ابن زياد يا پسر مرجانه اسيران کربلا را پس از مکالماتی&nbsp;که در مجلس او ب آنان روی&nbsp;داد ، دستور داد به زندانی&nbsp;پهلوی&nbsp;مسجد اعظم کوفه منتقل ساختند ، و دستور داد سر مقدس امام ( ع ) را در کوچه ها بگردانند تا مردم دچار وحشت شوند . يزيد در جواب نامه ابن زياد که خبر شهادت حسين ( ع ) و يارانش و اسير کردن اهل و عيالش را به او نوشته بود ، دستور داد سر حسين ( ع ) و همه يارانش را و همه اسيران را به شام بفرستند . بر دست و پا و گردن امام همام حضرت سجاد زنجير نهاده ، بر شتر سوارش کردند و اهل بيت را چون اسيران روم و زنگبار بر شتران بی&nbsp;جهاز سوار کردند و راهی&nbsp;شام نمودند . اهل بيت عصمت از راه بعلبک به شام وارد شدند . روز اول ماه صفر سال 61هجری&nbsp;- شهر دمشق غرق در شادی&nbsp;و سرور است ، زيرا يزيد اسيران کربلا را که اولاد پاک رسول الله هستند ، افراد خارجی&nbsp;و ياغيگر معرفی&nbsp;کرده که اکنون در چنگ آنهايند - يزيد دستور داد اسيران و سرهای&nbsp; شهدا را از کنار "جيرون " که تفريحگاه خارج از شهر و محل عيش و عشرت يزيد بود عبور دهند . يزيد از منظر جيرون اسيران را تماشا مي کرد و شاد و مسرور به نظر مي رسيد ، همچون فاتحی&nbsp;بلا منازع ! در کنار کوچه ها مردم ايستاده بودند و تماشا مي کردند . پيرمردی&nbsp;از شاميان جلو آمد و در مقابل قافله اسيران بايستاد و گفت : "شکر خدای&nbsp;را که شما را کشت و شهرهای&nbsp;اسلام را از شر مردان شما آسوده ساخت و امير المؤمنين يزيد را بر شما پيروزی&nbsp;داد" . امام زين العابدين ( ع ) به آن پيرمردی&nbsp; که در آن سن و سال از تبليغات زهرآگين اموی&nbsp;در امان نمانده بود ، فرمود : "ای&nbsp; شيخ ، آيا قرآن خوانده ای&nbsp;؟" . گفت : آری&nbsp;. فرمود : اين آيه را قراءت کرده ای&nbsp; : قل لا أسئلکم عليه أجرا الا المودة فی&nbsp;القربی&nbsp;. گفت : آری&nbsp;. امام ( ع ) فرمود : آن خويشاوندان که خداوند تعالی&nbsp;به دوستی&nbsp;آنها امر فرموده و برای&nbsp;رسول الله اجر رسالت قرار داده ماييم . سپس آيه تطهير را که در حق اهل بيت پيغمبر ( ص ) است تلاوت فرمود : "انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا" . پيرمرد گفت : اين آيه را خوانده ام . امام ( ع ) فرمود : مراد از اين آيه ماييم که خداوند ما را از هر آلايش ظاهر و باطن پاکيزه داشته است . پيرمرد بسيار تعجب کرد و گريست و گفت چقدر من بی&nbsp;خبر مانده ام . سپس به امام ( ع ) عرض کرد : اگر توبه کنم آيا توبه ام پذيرفته است ؟ امام ( ع ) به او اطمينان داد . اين پيرمرد را به خاطر همين آگاهی&nbsp;شهيد کردند . باری&nbsp;، قافله اسيران راه خدا را در جلو مسجد جامع دمشق متوقف ساختند . سپس آنها را در حالی&nbsp;که به طنابها بسته بودند به زندانی&nbsp; منتقل کردند . چند روزی&nbsp; را در زندان گذراندند ، زندانی&nbsp;خراب . به هر حال يزيد در نظر داشت با دعوت از برجستگان هر مذهب و سفيران و بزرگان و چاپلوسان درباری&nbsp;مجلسی&nbsp;فراهم کند تا پيروزی&nbsp;ظاهری&nbsp;خود را به همه نشان دهد . در اين مجلس يزيد همان جسارتی&nbsp;را نسبت به سر مقدس حضرت سيد الشهداء انجام داد که ابن زياد ، دست نشانده پليدش در کوفه انجام داده بود . چوب دستی&nbsp;خود را بر لب و دندانی&nbsp;نواخت که بوسه گاه حضرت رسول الله ( ص ) و علی&nbsp;مرتضی&nbsp;و فاطمه زهرا عليهما السلام بوده است . وقتی&nbsp; زينب ( ع ) اين جسارت را از يزيد مشاهده فرمود و اولين سخنی&nbsp;که يزيد به حضرت سيد سجاد ( ع ) گفت چنين بود : "شکر خدای&nbsp;را که شما را رسوا ساخت " ، بی&nbsp;درنگ حضرت زينب ( ع ) در چنان مجلسی&nbsp;بپاخاست . دلش به جوش آمد و زبان به ملامت يزيد و يزيديان گشود و با فصاحت و بلاغت علوی&nbsp;پيام خون و شهادت را بيان فرمود و در سنگر افشاگری&nbsp;پرده از روی&nbsp;سيه کاری&nbsp;يزيد و يزيديان برداشت ، و خليفه مسلمين را رسواتر از مردم کوفه نمود . اما يزيد سر به زير انداخت و آن ضربات کوبنده و بر باد دهنده شخصيت کاذب خود را تحمل کرد ، و تنها برای&nbsp;جواب بيتی&nbsp;خواند که ترجمه آن اين است : "ناله و ضجه از داغديدگان رواست و زنان اجير نوحه کننده را مرگ درگذشته آسان است " .
امام سجاد ( ع ) در دمشق علاوه بر سخنانی&nbsp;که حضرت سجاد ( ع ) با استناد به قرآن کريم فرمود و حقيقت را آشکار کرد ، حضرت زين العابدين ( ع ) وقتی&nbsp;با يزيد روبرو شد - در حالی&nbsp;که از کوفه تا دمشق زير زنجير بود - فرمود : ای&nbsp;يزيد ، به خدا قسم ، چه گمان مي بری&nbsp;اگر پيغمبر خدا ( ص ) ما را به اين حال بنگرد ؟ اين جمله چنان در يزيد اثر کرد که دستور داد زنجير را از آن حضرت برداشتند ، و همه اطرافيان از آن سخن گريستند . فرصت بهتری&nbsp;که در شام به دست امام چهارم آمد ، روزی&nbsp;بود که خطيب رسمی&nbsp; بالای&nbsp;منبر رفت و در بدگويی&nbsp;علی&nbsp;( ع ) و اولاد طاهرينش و خوبی&nbsp;معاويه و يزيد داد سخن داد . امام سجاد ( ع ) به يزيد گفت : به من هم اجازه مي دهی&nbsp;روی&nbsp;اين چوبها بروم و سخنانی&nbsp;بگويم که هم خدا را خشنود سازد و هم برای&nbsp;مردم موجب اجر و ثواب باشد ؟ يزيد نمي خواست اجازه دهد ، زيرا از علم و معرفت و فصاحت و بلاغت خانواده عصمت عليهم السلام آگاه بود و بر خود مي ترسيد . مردم اصرار کردند . ناچار يزيد قبول کرد . امام چهارم ( ع ) پای&nbsp;به منبر گذاشت و آنچنان سخن گفت که دلها از جا کنده شد و اشکها يکباره فرو ريخت و شيون از ميان زن و مرد برخاست . خلاصه بيانات امام ( ع ) چنين بود : "ای&nbsp;مردم شش چيز را خدا به ما داده است و برتری&nbsp;ما بر ديگران بر هفت پايه است . علم نزد ماست ، حلم نزد ماست ، جود و کرم نزد ماست ، فصاحت و شجاعت نزد ماست ، دوستی&nbsp;قلبی&nbsp;مؤمنين مال ماست . خدا چنين خواسته است که مردم با ايمان ما را دوست بدارند ، و اين کاری&nbsp;است که دشمنان ما نمي توانند از آن جلوگيری&nbsp;کنند" . سپس فرمود : "پيغمبر خدا محمد ( ص ) از ماست ، وصی&nbsp;او علی&nbsp;بن ابيطالب از ماست ، حمزه سيد الشهداء از ماست ، جعفر طيار از ماست ، دو سبط اين امت حسن و حسين ( ع ) از ماست ، مهدی&nbsp;اين امت و امام زمان از ماست " . سپس امام خود را معرفی&nbsp;کرد و کار به جايی&nbsp;رسيد که خواستند سخن امام را قطع کنند ، پس دستور دادند تا مؤذن اذان بگويد . امام ( ع ) سکوت کرد . تا مؤذن گفت : اشهد ان محمدا رسول الله . امام عمامه از سر برگرفت و گفت : ای&nbsp;مؤذن تو را به حق همين محمد خاموش باش . سپس رو به يزيد کرد و گفت : آيا اين پيامبر ارجمند جد تو است يا جد ما ؟ اگر بگويی&nbsp;جد تو است همه مي دانند دروغ مي گويی&nbsp;، و اگر بگويی&nbsp;جد ماست ، پس چرا فرزندش حسين ( ع ) را کشتی&nbsp;؟ چرا فرزندانش را کشتی&nbsp;؟ چرا اموالش را غارت کردی&nbsp;؟ چرا زنان و بچه هايش را اسير کردی&nbsp;؟ سپس امام ( ع ) دست برد و گريبان چاک زد و همه اهل مجلس را منقلب نمود . براستی&nbsp; آشوبی&nbsp;به پا شد . اين پيام حماسی&nbsp;عاشورا بود که به گوش همه مي رسيد . اين ندای&nbsp; حق بود که به گوش تاريخ مي رسيد . يزيد در برابر اين اعتراضها زبان به طعن و لعن ابن زياد گشود و حتی&nbsp;بعضی&nbsp;از لشکريان را که همراه اسيران آمده بودند - بظاهر - مورد عتاب و سرزنش قرار داد . سرانجام بيمناک شد و از آنان روی&nbsp;پوشيد و سعی&nbsp;کرد کمتر با مردم تماس بگيرد . به هر حال ، يزيد بر اثر افشاگريهای&nbsp;امام ( ع ) و پريشان حالی&nbsp;اوضاع مجبور شد در صدد استمالت و دلجويی&nbsp;حال اسيران برآيد . از امام سجاد ( ع ) پرسيد : آيا ميل داريد پيش ما در شام بمانيد يا به مدينه برويد ؟ امام سجاد ( ع ) و زينب کبری&nbsp;( ع ) فرمودند : ميل داريم پهلوی&nbsp; قبر جدمان در مدينه باشيم .
حرکت به مدينه در ماه صفر سال 61هجری&nbsp;اهل بيت عصمت با جلال و عزت به سوی&nbsp;مدينه حرکت کردند . نعمان بن بشير با پانصد نفر به دستور يزيد کاروان را همراهی&nbsp;کرد . امام سجاد و زينب کبری&nbsp;و ساير اهل بيت به مدينه نزديک مي شدند . امام سجاد ( ع ) محلی&nbsp;در خارج شهر مدينه را انتخاب فرمود و دستور داد قافله در آنجا بماند . نعمان بن بشير و همراهانش را اجازه مراجعت داد . امام ( ع ) دستور داد در همان محل خيمه هايی&nbsp;برافراشتند . آنگاه به بشير بن جذلم فرمود مرثيه ای&nbsp;بسرای&nbsp;و مردم مدينه را از ورود ما آگاه کن . بشير يکسر به مدينه رفت و در کنار قبر رسول الله ( ص ) با حضور مردم مدينه ايستاد و اشعاری&nbsp; سرود که ترجمه آن چنين است : "هان ! ای&nbsp;مردم مدينه شما را ديگر در اين شهر امکان اقامت نماند ، زيرا که حسين ( ع ) کشته شد ، و اينک اين اشکهای&nbsp;من است که روان است . آوخ ! که پيکر مقدسش را که به خاک و خون آغشته بود در کربلا بگذاشتند ، و سرش را بر نيزه شهر به شهر گردانيدند" . شهر يکباره از جای&nbsp;کنده شد . زنان بنی&nbsp;هاشم صدا به ضجه و ناله و شيون برداشتند . مردم در خروج از منزلهای&nbsp; خود و هجوم به سوی&nbsp;خارج شهر بر يکديگر سبقت گرفتند . بشير مي گويد : اسب را رها کردم و خود را به عجله به خيمه اهل بيت پيغمبر رساندم . در اين موقع حضرت سجاد ( ع ) از خيمه بيرون آمد و در حالی&nbsp;که اشکهای&nbsp;روان خود را با دستمالی&nbsp;پاک مي کرد به مردم اشاره کرد ساکت شوند ، و پس از حمد و ثنای&nbsp;الهی&nbsp;لب به سخن گشود و از واقعه جانگداز کربلا سخن گفت . از جمله فرمود : "اگر رسول الله ( ص ) جد ما به قتل و غارت و زجر و آزار ما دستور مي داد ، بيش از اين بر ما ستم نمي رفت ، و حال اينکه به حمايت و حرمت ما سفارش بسيار شده بود . به خدا سوگند به ما رحمت و عنايت فرمايد و از دشمنان ما انتقام بگيرد" . سپس امام سجاد ( ع ) و زينب کبری&nbsp;( ع ) و ياران و دلسوختگان عزای&nbsp;حسينی&nbsp; وارد مدينه شدند . ابتدا به حرم جد خود حضرت رسول الله ( ص ) و سپس به بقيع رفتند و شکايت مردم جفاپيشه را با چشمانی&nbsp;اشک ريزان بيان نمودند . مدتها در مدينه عزای&nbsp;حسينی&nbsp;برقرار بود . و امام ( ع ) و زينب کبری&nbsp;از مصيبت بی&nbsp;نظير کربلا سخن مي گفتند و شهادت هدفدار امام حسين ( ع ) را و پيام او را به مردم تعليم مي دادند و فساد دستگاه حکومت را بر ملا مي کردند تا مردم به عمق مصيبت پی&nbsp; ببرند و از ستمگران روزگار انتقام خواستن را ياد بگيرند . آن روز در جهان اسلام چهار نقطه بسيار حساس و مهم بود : دمشق ، کوفه ، مکه و مدينه ، حرم مقدس رسول الله مرکز يادها و خاطره اسلام عزيز و پيامبر گرامی&nbsp; ( ص ) . امام سجاد در هر چهار نقطه نقش حساس ايفا فرمود ، و به دنبال آن بيداری&nbsp;مردم و قيامها و انقلابات کوچک و بزرگ و نارضايتی&nbsp;عميق مردم آغاز شد . از آن پس تاريخ اسلام شاهد قيامهايی&nbsp;بود که از رستاخيز حسينی&nbsp;در کربلا مايه مي گرفت ، از جمله واقعه حره که سال بعد اتفاق افتاد ، و کارگزاران يزيد در برابر قيام مردم مدينه کشتارهای&nbsp;عظيم به راه انداختند . اولاد علی&nbsp;( ع ) هر يک در گوشه و کنار در صدد قيام و انتقام بودند تا سرانجام به قيام ابو مسلم خراسانی&nbsp; و انقراض سلسله ناپاک بنی&nbsp;اميه منتهی&nbsp;شد . مبارزه و انتقاد از رفتار خودخواهانه و غير عادلانه خلفای&nbsp;بنی&nbsp;اميه و بنی&nbsp; عباس به صورتهای&nbsp;مختلف در مسلمانان بخصوص در شيعيان علی&nbsp;( ع ) در طول تاريخ زنده شد و شيعه به عنوان عنصر مقاوم و مبارز که حامل پيام خون و شهادت بود در صحنه تاريخ معرفی&nbsp;گرديد . گرچه شيعيان هميشه زجرها ديده و شکنجه ها بر خود هموار کرده اند ، ولی&nbsp;هميشه اين روحيه انقلابی&nbsp;را حتی&nbsp; تا امروز - پس از چهارده قرن - در خود حفظ کرده اند . امام سجاد ( ع ) گرچه بظاهر در خانه نشست ، ولی&nbsp;هميشه پيام شهادت و مبارزه را در برابر ستمگران به زبان دعا و وعظ بيان مي فرمود و با خواص شيعيان خود مانند "ابو حمزه ثمالي " و "ابو خالد کابلي " و ... در تماس بود ، و در عين حال به امر به معروف و نهی&nbsp;از منکر اشتغال داشت ، و شيعيان خاص وی&nbsp;معارف دينی&nbsp;و احکام اسلامی&nbsp;را از آن حضرت مي گرفتند و در ميان شيعيان منتشر مي کردند ، و از اين راه ابعاد تشيع توسعه فراوانی&nbsp;يافت . بر اثر اين مبارزات پنهان و آشکار بود که برای&nbsp;بار دوم امام سجاد را به امر عبد الملک خليفه اموی&nbsp;، با بند و زنجير از مدينه به شام جلب کردند ، و بعد از زمانی&nbsp;به مدينه برگرداندند . امام سجاد ( ع ) در مدت 35سال امامت با روشن بينی&nbsp;خاص خود هر جا لازم بود ، برای&nbsp;بيداری&nbsp;مردم و تهييج آنها عليه ظلم و ستمگری&nbsp; و گمراهی&nbsp;کوشيد ، و در موارد بسياری&nbsp;به خدمات اجتماعی&nbsp;وسيعی&nbsp;در زمينه حمايت بينوايان و خاندانهای&nbsp;بی&nbsp; سرپرست پرداخت ، و نيز از طريق دعاهايی&nbsp;که مجموعه آنها در "صحيفه سجاديه " گرد آمده است ، به نشر معارف اسلام و تهذيب نفس و اخلاق و بيداری&nbsp;مردم اقدام نمود .
صحيفه سجاديه صحيفه سجاديه که از ارزنده ترين آثار اسلامی&nbsp; است ، شامل 57دعا است که مشتمل بر دقيقترين مسائل توحيدی&nbsp;و عبادی&nbsp;و اجتماعی&nbsp; و اخلاقی&nbsp;است ، و بدان "زبور آل محمد ( ص )" نيز مي گويند . يکی&nbsp;از حوادث تاريخ که دورنمايی&nbsp;از تلألؤ شخصيت امام سجاد ( ع ) را به ما مي نماياند - گرچه سراسر زندگی&nbsp;امام درخشندگی&nbsp;و شور ايمان است - قصيده ای&nbsp;است که فرزدق شاعر در مدح امام ( ع ) در برابر کعبه معظمه سروده است . مورخان نوشته اند : "در دوران حکومت وليد بن عبد الملک اموی&nbsp;، وليعهد و برادرش هشام بن عبد الملک به قصد حج ، به مکه آمد و به آهنگ طواف قدم در مسجد الحرام گذاشت . چون به منظور استلام حجر الاسود به نزديک کعبه رسيد ، فشار جمعيت ميان او و حطيم حائل شد ، ناگزير قدم واپس نهاد و بر منبری&nbsp;که برای&nbsp;وی&nbsp; نصب کردند ، به انتظار فروکاستن ازدحام جمعيت بنشست و بزرگان شام که همراه او بودند در اطرافش جمع شدند و به تماشای&nbsp; مطاف پرداختند . در اين هنگام کوکبه جلال حضرت علی&nbsp;بن الحسين عليهما السلام که سيمايش از همگان زيباتر وجامه هايش از همگان پاکيزه تر و شميم نسيمش از همه طواف کنندگان دلپذيرتر بود ، از افق مسجد بدرخشيد و به مظاف درآمد ، و چون به نزديک حجر الاسود رسيد ، موج جمعيت در برابر هيبت و عظمتش واپس نشست و منطقه استلام را در برابرش خالی&nbsp;از ازدحام ساخت ، تا به آسانی&nbsp;دست به حجر الاسود رساند و به طواف پرداخت . تماشای&nbsp;اين منظره موجی&nbsp;از خشم و حسد در دل و جان هشام بن عبد الملک برانگيخت و در همين حال که آتش کينه در درونش زبانه مي کشيد ، يکی&nbsp;از بزرگان شام رو به او کرد و با لحنی&nbsp;آميخته به حيرت گفت : اين کيست که تمام جمعيت به تجليل و تکريم او پرداختند و صحنه مظاف برای&nbsp; او خلوت گرديد ؟ هشام با آن که شخصيت امام را نيک مي شناخت ، اما از شدت کينه و حسد و از بيم آن که درباريانش به او مايل شوند و تحت تأثير مقام و کلامش قرار گيرند ، خود را به نادانی&nbsp; زد و در جواب مرد شامی&nbsp;گفت : "او را نمي شناسم " . در اين هنگام روح حساس ابو فراس ( فرزدق ) از اين تجاهل و حق کشی&nbsp; سخت آزرده شد و با آن که خود شاعر دربار اموی&nbsp;بود ، بدون آن که از قهر و سطوت هشام بترسد و از درنده خويی&nbsp;آن امير مغرور خودکامه بر جان خود بينديشد ، رو به مرد شامی&nbsp;کرد و گفت : "اگر خواهی&nbsp;تا شخصيت او را بشناسی&nbsp;از من بپرس ، من او را نيک مي شناسم " . آن گاه فرزدق در لحظه ای&nbsp;از لحظات تجلی&nbsp;ايمان و معراج روح ، قصيده جاويدان خود را که از الهام وجدان بيدارش مايه مي گرفت ، با حماسه های&nbsp;افروخته و آهنگی&nbsp; پرشور سيل آسا بر زبان راند ، و اينک دو بيتی&nbsp;از آن قصيده و قسمتی&nbsp;از ترجمه آن : هذا الذی&nbsp;تعرف البطحاء وطأته والبيت يعرفه والحل والحرم هذا الذی&nbsp;احمد المختار والده صلی&nbsp;عليه الهی&nbsp;ما جری&nbsp;القلم "اين که تو او را نمي شناسی&nbsp; ، همان کسی&nbsp;است که سرزمين "بطحاء" جای&nbsp;گامهايش را مي شناسد و کعبه و حل و حرم در شناسائيش همدم و همقدمند . اين کسی&nbsp;است که احمد مختار پدر اوست ، که تا هر زمان قلم قضا در کار باشد ، درود و رحمت خدا بر روان پاک او روان باد ... اين فرزند فاطمه ، سرور بانوان جهان است و پسر پاکيزه گوهر وصی&nbsp;پيغمبر است ، که آتش قهر و شعله انتقام خدا از زبانه تيغ بی&nbsp;دريغش همي درخشد ..." . و از اين دست اشعاری&nbsp; سرود که همچون خورشيد بر تارک آسمان ولايت مي درخشد و نور مي پاشد . وقتی&nbsp;قصيده فرزدق به پايان رسيد ، هشام مانند کسی&nbsp;که از خوابی&nbsp;گران بيدار شده باشد ، خشمگين و آشفته به فرزدق گفت : چرا چنين شعری&nbsp;- تا کنون - در مدح ما نسروده ای&nbsp;؟ فرزدق گفت : جدی&nbsp;بمانند جد او و پدری&nbsp;همشأن پدر او و مادری&nbsp; پاکيزه گوهر مانند مادر او بياور تا تو را نيز مانند او بستايم . هشام برآشفت و دستور داد تا نام شاعر را از دفتر جوايز حذف کنند و او را در سرزمين "عسفان " ميان مکه و مدينه به بند و زندان کشند . چون اين خبر به حضرت سجاد ( ع ) رسيد دستور فرمود دوازده هزار درهم به رسم صله و جايزه نزد فرزدق بفرستند و عذر بخواهند که بيش از اين مقدور نيست . فرزدق صله را نپذيرفت و پيغام داد : "من اين قصيده را برای&nbsp;رضای&nbsp;خدا و رسول خدا و دفاع از حق سروده ام و صله ای&nbsp;نمي خواهم " . امام ( ع ) صله را بازپس فرستاد و او را سوگند داد که بپذيرد و اطمينان داد که چيزی&nbsp; از ارزش واقعی&nbsp;آن ، در نزد خدا کم نخواهد شد . باری&nbsp;، اين فضايل و ارزشهای&nbsp;واقعی&nbsp;است که دشمن را بر سر کينه و انتقام مي آورد . چنانکه نوشته اند : سرانجام به تحريک هشام ، خليفه اموی&nbsp;، وليد بن عبد الملک ، امام زين العابدين و سيد الساجدين ( ع ) را مسموم کرد و در سال 95 هجری&nbsp; درگذشت و در بقيع مدفون شد .

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>راه های مقابله با هنگ کردن گوشی</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/راه-های-مقابله-با-هنگ-کردن-گوشی</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/راه-های-مقابله-با-هنگ-کردن-گوشی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;افزایش استفاده از گوشی&zwnj;های هوشمند طی سالهای اخیر موجب شده است در موارد متعدد کاربران با مشکل هنگ کردن گوشی مواجه شوند.
پائین آمدن سرعت گوشی و هنگ کردن&zwnj;های متعدد از جمله مشکلاتی است که بسیاری از صاحبان گوشی&zwnj;های هوشمند با آن درگیرند، اما شاید با رعایت نکاتی کوچک بتوان تا حد زیادی این مشکل را برطرف کرد.
 بنا بر اظهارات کارشناسان، در اکثر مواقع یکی از مهم ترین دلایلی که باعث کند شدن یا هنگ کردن گوشی یا تبلت&zwnj;ها می&zwnj;شود استفاده بیش از حد از حافظه داخلی آنهاست.
 در حال حاضر با توجه به نرم&zwnj;افزارها و بازیهای متعدد موجود در بازار....
&nbsp;
&nbsp;افزایش استفاده از گوشی&zwnj;های هوشمند طی سالهای اخیر موجب شده است در موارد متعدد کاربران با مشکل هنگ کردن گوشی مواجه شوند.
پائین آمدن سرعت گوشی و هنگ کردن&zwnj;های متعدد از جمله مشکلاتی است که بسیاری از صاحبان گوشی&zwnj;های هوشمند با آن درگیرند، اما شاید با رعایت نکاتی کوچک بتوان تا حد زیادی این مشکل را برطرف کرد.
 بنا بر اظهارات کارشناسان، در اکثر مواقع یکی از مهم ترین دلایلی که باعث کند شدن یا هنگ کردن گوشی یا تبلت&zwnj;ها می&zwnj;شود استفاده بیش از حد از حافظه داخلی آنهاست.
 در حال حاضر با توجه به نرم&zwnj;افزارها و بازیهای متعدد موجود در بازار، بسیاری از کاربران نسبت به نصب حجم بالایی از آن&zwnj;ها بر روی گوشی خود اقدام می کنند که این مسئله خود موجب کاهش سرعت گوشی خواهد شد.
 بر همین اساس لازم است تا جایی که امکان دارد از نصب بازی و نرم افزارهای بلا استفاده پرهیز شود. علاوه بر این در موارد متعدد می توان با انتقال این اطلاعات بر روی حافظه خارجی (رم یا مموری کارت) که برای انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار می&zwnj;گیرد بخشی از این مشکل را برطرف کرد.
 همچنین نرم افزارهای متعددی نیز وجود دارند که با استفاده از آنها قادر خواهید بود اطلاعات اضافه که بر روی سیستم شما نصب شده را حذف کرده و با این کار به سبک&zwnj;تر شدن گوشی و کاهش فضای اشغال شده در حافظه بپردازید.
 به طور کلی هنگامی که شما برنامه&zwnj;ای را بر روی سیستم&zwnj;عامل اندروید نصب می&zwnj;کنید، به&zwnj;طور پیش&zwnj;فرض حافظه داخلی دستگاه برای ذخیره&zwnj;سازی انتخاب می&zwnj;شود به همین&zwnj;دلیل احتمال این وجود دارد که هنگام نصب برنامه&zwnj;های جدید با مشکل فضای ذخیره&zwnj;سازی مواجه شوید، اما با انتقال بخشی از داده&zwnj;ها بر روی مموری کارت این مشکل تاحد قابل توجهی قابل کنترل خواهد بود.
 همچنین خرید محصول جعلی و تقلبی یا به قول معروف مشابه و طرح، آلوده شدن گوشی به ویروس و بدافزار به دلیل عدم استفاده از یک نرم افزار ضد ویروس خوب و معتبر و اصلی و نصب بیش از یک نرم افزار آنتی ویروس بر روی گوشی از دیگر عواملی هستند که می&zwnj;توانند باعث ایجاد چنین مشکلاتی برای گوشی&zwnj;های موبایل و تبلت&zwnj;ها شوند.
 بنا بر اظهارات کارشناسان، گاه نیز افراد گوشی&zwnj;هایی باسرعت CPU پایین خریداری کرده و اطلاعات فراوان بر روی آن می ریزند که همین مساله باعث پایین آمدن سرعت گوشی و هنگ کردن آن می&zwnj;شود. به همین دلیل لازم است افراد زمانی که یک گوشی می&zwnj;خرند دقت داشته باشند که سرعت CPU آن از چه قرار است و چه قدر حجم آن گوشی برای فعالیت آن&zwnj;ها کفایت می&zwnj;کند.
 البته در برخی موارد خرید گوشیهای تقلبی و یا برندهای نامناسب هم می تواند به این مشکلات دامن بزند اما در موارد بسیاری هنگ کردن گوشی&zwnj;های تلفن همراه به بحث نحوه استفاده از آن&zwnj;ها بازمی&zwnj;گردد.
 نکته دیگر آنکه اگر به عنوان مثال یک گوشی دو گیگ حافظه دارد نباید بیش از 1.5 گیگ آن پر شود چرا که در غیر این صورت سرعت گوشی به شدت کاهش پیدا می&zwnj;کند و بر همین اساس برای باز شدن برنامه&zwnj;ها زمان زیادی صرف شده و فرد مجبور می&zwnj;شود اطلاعات خود را پاک کرده و یا نسبت به فلش کردن گوشی اقدام کند.
 نکته دیگر آنکه هرگاه هنگ کردن&zwnj;های گوشی بیش از حد متعارف شده و امکان استفاده مناسب از گوشی و برنامه های آن را ندهد لازم است نسبت به ریست کردن آن اقدام شود که دراین خصوص سه راهکار وجود دارد؛ در مرحله اول شما می توانید گوشی خود را به طور معمولی ریست کنید اما اگر با این اقدام مشکل شما برطرف نشد، در مرحله دوم می توانید گوشی خود را به طور کلی ریست کرده و تنظیمات آن را به حالت کارخانه درآورید.
 البته لازم است قبل از این مرحله از تمام اطلاعات لازم یک کپی تهیه کنید چراکه با این اقدام تمام اطلاعات گوشی شما از بین رفته و گوشی همان طور که گفته شد به حالت تنظیمات کارخانه باز می گردد.
 علاوه بر این شما می توانید با فلش کردن گوشی نیز این مشکلات را برطرف کنید اما لازم است به طور کلی سعی کنید هر چند وقت یک بار حافظه خارجی یا گوشی خود را با نرم افزارهای ویروس یاب، ویروس کشی کنید. برای این کار نیاز به هزینه ندارید و لازم نیست حتما دیگران این کار را انجام دهند بلکه تنها کافی است یکی از آنتی ویروس&zwnj;های قوی را دانلود و نصب کرده و سپس گوشی خود را به سیستم متصل کرده و ویروس یابی را انجام دهید.
&nbsp;
نکته دیگر آنکه تا جایی که می توانید سعی کنید نرم افزارهای فیلترشکن رایگان را بر روی گوشی خود نصب نکنید چراکه این نرم افزارها علاوه بر مشکلات امنیتی، مشکلات نرم افزاری نیز برای گوشی ایجاد می کنند.
منبع: ایسنا]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قورباغه سوسک سوار</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/قورباغه-سوسک-سوار</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/قورباغه-سوسک-سوار</guid>

<description><![CDATA[

خبرنگاران طبیعت افرادی هستند که معمولا به دنبال سوژه های داغ در دل طبیعت می گردند و گاهی اوقات به چیزهایی برخورد می کنند که شاید یک بار برای همیشه رخ دهد. آن ها این فرصت را دارند تا از این رخداد جالب تصویربرداری کنند و آن را به جهانیان نشان دهند.

&ldquo;هندی ام پی&rdquo; عکسا و خبرنگار طبیعت که اهل اندونزی است تصویری جالب از یک قورباغه و سوسک گرفته است که آن ها را در هنگام بازی و کولی گرفتن از هم دیگر نشان می دهد. این تصاویر به سرعت در فضای نت پراکنده شده است.
این عکاس می گوید:&rdquo; لحظه بسیار جالبی بود چرا که قورباغه با دیدن سوسک تصمیم گرفت یک سواری حسابی از او بگیرد. این قورباغه به سرعت روی کول سوسک پرید و مانند یک &ldquo;کابوی&rdquo; آمریکایی شروع به بازی کرد. &rdquo;


&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عجیب ترین خانواده دنیا</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/عجیب-ترین-خانواده-دنیا</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/عجیب-ترین-خانواده-دنیا</guid>

<description><![CDATA[

از کودکی به ما می گویند که باید وارد اجتماع شد و با مردم صحبت کرد تا تجربه های بیشتری بدست آورد و زندگی مردمی و زیبایی داشت. همه انسان ها در دنیا سعی می کنند با هم نوعان خود ارتباط برقرار کرده و از زندگی لذت ببرند.
خانواده &ldquo;آنگلو&rdquo; دقیقا برعکس تمام انسان ها رفتار می کنند و 14 سال است که هیچ یک از فرزندان این خانواده از خانه 4 اتاق خوابه خود خارج نشده اند و هیچ ذهنیتی در مورد دنیای خارج از خانه ندارند.

از کودکی به ما می گویند که باید وارد اجتماع شد و با مردم صحبت کرد تا تجربه های بیشتری بدست آورد و زندگی مردمی و زیبایی داشت. همه انسان ها در دنیا سعی می کنند با هم نوعان خود ارتباط برقرار کرده و از زندگی لذت ببرند.
خانواده &ldquo;آنگلو&rdquo; دقیقا برعکس تمام انسان ها رفتار می کنند و 14 سال است که هیچ یک از فرزندان این خانواده از خانه 4 اتاق خوابه خود خارج نشده اند و هیچ ذهنیتی در مورد دنیای خارج از خانه ندارند.

در این خانه 7 خواهر برادر زندگی می کنند که دنیا را تنها با مشاهده فیلم می شناسند. این خانواده حالا تبدیل به یک سوژه برای مستند &ldquo;ولف پک&rdquo; شده اند و قرار است به زودی فیلم زندگی عجیب آن ها پخش خواهد شد.
در سال 2010 یکبار این بچه ها توانستند از خانه فرار کنند. &ldquo;موسله&rdquo; کارگردان فیلم مستندی که قرار است از زندگی این افراد ساخته شود می گوید:&rdquo; آن ها در خیابان همگی عینک دودی زده بودند و تیپشان به مانند فیلم ها بود. تصمیم گرفتم تا آن ها را تعقیب کنم و پس از مدتی تحقیق از زندگی آن ها سر در بیاورم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نکات طلایی برای خرید خودرو</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/نکات-طلایی-برای-خرید-خودرو</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/نکات-طلایی-برای-خرید-خودرو</guid>

<description><![CDATA[

متخصصان صنعت خودرو معتقدند بازار خرید و فروش خودروهای نو و دست دوم امسال رونق خواهد گرفت.
با بهبود وضعیت اقتصادی در سرتاسر جهان بسیاری از افراد به تعویض یا خرید اتومبیل جدید علاقه نشان می دهند. اگر شما هم چنین قصدی دارید باید مطمئن شوید که حداکثر استفاده را از بودجه خود برای اتومبیل خواهیدکرد.
طبق آمار تحلیل گران، افراد معمولا هر 5 تا 8 سال یک بار اقدام به تعویض و خرید خودرو می کنند. امروز در خواندنی ها&nbsp;به برخی از توصیه ها و نکات که متخصصان خودرو هنگام خرید به آن توصیه می کنند اشاره می کنیم.

متخصصان صنعت خودرو معتقدند بازار خرید و فروش خودروهای نو و دست دوم امسال رونق خواهد گرفت.
با بهبود وضعیت اقتصادی در سرتاسر جهان بسیاری از افراد به تعویض یا خرید اتومبیل جدید علاقه نشان می دهند. اگر شما هم چنین قصدی دارید باید مطمئن شوید که حداکثر استفاده را از بودجه خود برای اتومبیل خواهیدکرد.
طبق آمار تحلیل گران، افراد معمولا هر 5 تا 8 سال یک بار اقدام به تعویض و خرید خودرو می کنند. امروز در خواندنی ها&nbsp;به برخی از توصیه ها و نکات که متخصصان خودرو هنگام خرید به آن توصیه می کنند اشاره می کنیم.
1. خرید بر اساس میزان پرداخت ماهیانه
قبل از اینکه اقدام به خرید اتومبیل موردنظر خود کنید، قیمت نهایی خودرو را در نظر بگیرید. در بسیاری از مواقع خریداران به دنبال اقساط بلند مدت هستند تا میزان کمتری به صورت ماهیانه بپردازند اما قیمت تمام شده خودرو بسیار بیشتر خواهد شد و هزینه های جانبی نیز به آن افزوده می شود.
2. تست نکردن خودرو قبل از خرید
طبق گزارش یک شرکت فعال در زمینه آمار خرید و فروش خودرو 30 الی 40 درصد افرادی که اقدام به خرید یک خودرو جدید می کنند قبل از خرید خودرو را تست نمی کنند. این شرکت به خریداران پیشنهاد می کنند که قبل از خرید حداقل چند مدل منتخب از خودروها را شخصا آزمایش کنند. هیچ راهی برای فهمیدن مناسب بودن یک خودرو بهتر از تست و آزمایش توسط خود شما نیست. تنها به مطالب و مشخصاتی که کارخانه ها و کاتالوگ ها ارائه می کنند بسنده نکنید.
3. گرفتن مشاوره از فروشنده
هدف اول و آخر فروشنده خودرو راضی کردن شما به عنوان خریدار برای انتخاب خودرو موردنظر است. پس اگر بدون اینکه تحقیقی در زمینه خودرو کرده باشید و مستقیما به نمایشگاه و یا فروشنده مراجعه کنید احتمال اینکه خودرویی که می خرید مناسب شما نباشد وجود دارد. بنابراین قبل از خرید حتما با افراد مجرب و با تجربه در زمینه خودرو مشاوره داشته باشید.
4. برسی نکردن خودروی دست دوم قبل از خرید
لارن فیکس از منتقدان بزرگ خودرو می گوید: خرید خودروی دست دوم بدون مشورت در مورد صحت و سلامت خودرو با یک فرد متخصص می تواند ضررهای مالی زیادی برای شما داشته باشد. ممکن است خودرویی که قصد خرید آن را دارید از لحاظ ظاهری بسیار مناسب به نظر برسد اما ایرادهای فنی داشته باشد که از نظر شما پنهان بماند. برای مثال بسیاری از افراد ممکن است کیلومترشمار خودرو را دستکاری کنند تا میزان مسافت طی شده کمتری را نشان دهند. به کمک یک تعمیرکار ماهر و متخصص خودرو می توانید قبل از خرید از ایرادات فنی واحتمالی خودرو و هزینه های احتمالی در آینده باخبر شده و انتخاب راحت&zwnj;تری داشته باشید.
5. خریدن خودرویی که مناسب شما نباشد
قبل از خرید حتما نیاز واقعی خود برای داشتن خودرو را مشخص کنید. آیا معمولا مسافت های طولانی را طی می کنید و به یک خودرویی که مصرف سوخت کم داشته باشد نیاز دارید؟ آیا معمولا اثاثیه زیادی را با خود حمل می کنید و به یک خودرویی با ظرفیت بالای صندوق احتیاج دارید؟ خرید خودرویی که متناسب با نیازهای روزمره شما نباشد می تواند اشتباه بزرگی باشد. بنابراین اجازه ندهید تبلیغات خیره کننده و یا تعریف و تمجید یک دوست عاشق ماشین از توجه شما به این فاکتور کم کند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آخر شب شیر بنوشیم یا خیر؟</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/آخر-شب-شیر-بنوشیم-یا-خیر</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/آخر-شب-شیر-بنوشیم-یا-خیر</guid>

<description><![CDATA[

این سوالی است که ممکن است برای اغلب ما پیش آمده باشد و جواب مناسبی برای آن سراغ نداریم. گاهی شیر را میل کنیم و دچار دل درد می شویم و آن را به شیر نسبت می دهیم و برعکس. امروز در خواندنی ها پاسخ این پرسش را از متخصص تغذیه مان سوال کردیم، با ما همراه باشید :
دکتر مسعود کیمیاگر،متخصص تغذیه و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی معتقد است :
شیر به اندازه&zwnj;ای در معده نمی&zwnj;ماند که فاسد شود. پس نباید نگران فساد آن در دستگاه گوارش&zwnj;تان باشید. در مورد نوشیدن شیر به صورت سرد، گرم یا ولرم هم انتخاب با خودتان است.
برخی افراد تحمل شیر سرد ندارند و برخی دیگر با نوشیدن شیر گرم و ولرم دچار مشکلات گوارشی مانند نفخ و دل&zwnj;پیچه می&zwnj;شوند. اگر شما با مصرف شیر سرد دچار دل&zwnj;درد یا هرنوع مشکل گوارشی دیگری نمی&zwnj;شوید، اشکالی ندارد که این عادت غذایی را ادامه دهید.موضوع دیگر درباره فاصله زمانی بین نوشیدن شیر و خوابیدن است؛ بهتر است حدود نیم ساعت فاصله بین مصرف شیر تا خواب شبانه در نظر بگیرید تا خواب راحت&zwnj;تری داشته باشید.
آخرین نکته&zwnj; هم فاصله زمانی مناسب بین خوردن شام با نوشیدن شیر قبل از خواب است. معمولا وعده&zwnj;های اصلی غذایی مانند ناهار و شام،&zwnj; حاوی مواد مغذی مختلفی مانند آهن و روی هستند. از آنجا که بحث تداخل بین جذب عناصر دوظرفیتی در بدن مطرح است و شیر هم منبع خوبی برای دریافت کلسیم محسوب می&zwnj;شود،&zwnj; بهتر است حدود 1 ساعت و نیم بین خوردن شام و نوشیدن شیر قبل از خواب فاصله بیندازید تا تداخلی در جذب آهن، روی و کلسیم رخ ندهد و بتوانید از تمام این ریزمغذی&zwnj;ها بهره کافی ببرید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روش های درمان خر و پف</title>
<link>https://mysky20.loxblog.com/روش-های-درمان-خر-و-پف</link>
<guid>https://mysky20.loxblog.com/روش-های-درمان-خر-و-پف</guid>

<description><![CDATA[

نداشتن خواب خوب و کافی می&zwnj;تواند تاثیر منفی بر روابط فردی و اجتماعی، توانایی فرد برای تمرکز کردن یا حتی سلامت کلی وی داشته باشد. خروپف کردن زمانی اتفاق می&zwnj;افتد که جریان هوا مجبور است از یک مجرای هوایی باریک در پشت دهان و بینی عبور کنند. در این شرایط هوا با شدت و فشار از مجرا عبور کرده و در نتیجه نقاطی از گلو و زبان که با &laquo;نرم&zwnj;کام&raquo; برخورد دارند به ارتعاش در می&zwnj;آیند و این ارتعاش همان خروپف کردن است.
توصیه برای درمان خروپف
در صورتی که خروپف کردن با نفس نفس زدن یا مکث کوتاه در تنفس همراه باشد می&zwnj;تواند از وجود یک مشکل جدی حکایت داشته باشد و احتمالا فرد به نوع شدیدی از آپنه خواب مبتلاست. آپنه خواب روی سلامت قلب تاثیر سوء می&zwnj;گذارد.
اگر خروپف کردن دلیل پزشکی جدی نداشته باشد می&zwnj;توان با روش&zwnj;های ساده&zwnj;ای

نداشتن خواب خوب و کافی می&zwnj;تواند تاثیر منفی بر روابط فردی و اجتماعی، توانایی فرد برای تمرکز کردن یا حتی سلامت کلی وی داشته باشد. خروپف کردن زمانی اتفاق می&zwnj;افتد که جریان هوا مجبور است از یک مجرای هوایی باریک در پشت دهان و بینی عبور کنند. در این شرایط هوا با شدت و فشار از مجرا عبور کرده و در نتیجه نقاطی از گلو و زبان که با &laquo;نرم&zwnj;کام&raquo; برخورد دارند به ارتعاش در می&zwnj;آیند و این ارتعاش همان خروپف کردن است.
توصیه برای درمان خروپف
در صورتی که خروپف کردن با نفس نفس زدن یا مکث کوتاه در تنفس همراه باشد می&zwnj;تواند از وجود یک مشکل جدی حکایت داشته باشد و احتمالا فرد به نوع شدیدی از آپنه خواب مبتلاست. آپنه خواب روی سلامت قلب تاثیر سوء می&zwnj;گذارد.
اگر خروپف کردن دلیل پزشکی جدی نداشته باشد می&zwnj;توان با روش&zwnj;های ساده&zwnj;ای این عارضه را درمان کرد یا از شدت آن کاست. با ما همراه باشید تا در خواندنی ها&nbsp;به برخی از روش&zwnj;های درمانی موثر در از بین بردن عادت مزاحم خروپف کردن در افراد اشاره کنیم :
1- خوابیدن به پهلو:
یک روش ساده برای درمان خروپف، خوابیدن به پهلوست. در صورتی که فرد به خوابیدن به پشت عادت داشته باشد احتمال خروپف کردن در او بیشتر است. اگر عادت دارید به پشت بخوابید تلاش کنید از این شکل خوابیدن بپرهیزید.
2- کاستن از عوامل ایجادکننده این عارضه:
احتقان بینی موجب تشدید خروپف کردن می&zwnj;شود. استفاده از اسپری بینی تا حدودی می&zwnj;تواند این وضعیت را بهبود دهد و موجب شود جریان هوا راحت&zwnj;تر از مجرای هوا عبور کند. در صورتی که به آلرژی مبتلا هستید برای کاهش مواد آلرژی&zwnj;زا محل خواب خود را به طور مرتب پاکیزه نگه دارید.
3- خودداری از مصرف مواد الکلی:
مصرف مواد الکلی موجب شل شدن ماهیچه&zwnj;های گلو می&zwnj;شود که در این شرایط ارتعاش ماهیچه&zwnj;ها افزایش می&zwnj;یابد و حتی فرد را در معرض خطر آپنه خواب انسدادی قرار می&zwnj;دهد و شدت خروپف کردن را افزایش می&zwnj;دهد.
4- انجام حرکات ورزشی مفید:
حرکات ورزشی برای تقویت ماهیچه&zwnj;های گلو و دهان وجود دارد. ورزش&zwnj;های مخصوص ناحیه &laquo;اوروفارنکس&raquo;، موجب سفت شدن ماهیچه&zwnj;های این قسمت شده و ارتعاشات همراه با صدا را به حداقل می&zwnj;رساند.
5- کاهش وزن:
تمام اعضای بدن به یکدیگر مرتبط هستند. در صورتی که با خروپف کردن با صدای بلند مشکل دارید به این مفهوم است که اعضای دیگر بدن هم به توجه نیاز دارند. هرچند ارتباط تایید شده&zwnj;ای بین چاقی و خروپف کردن وجود ندارد اما بسیاری از کارشناسان براین&zwnj;باورند که کاهش وزن می&zwnj;تواند در درمان آپنه خواب انسدادی موثر باشد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:20:38 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

